شما را به خدا !

شما را به خدا !
نه اصلا شما را به هرآنچه که می پرستید
مثلا شما را به چشمانِ معشوقه یتان
یا
دلِ شکسته تان
یا چه می دانم هرچه !
کمی خودتان را بردارید
بتکانید !
از تمامِ این فکرهایِ بی رنگ
از این حرفهایِ تو خالیِ بی رویا
روزگار رقصنده ی دستِ خودمان است جانم !
بخواهی برایت تانگو می رقصد
نخواهی تو را رقاصه ی تمامِ سازها و آوازهایِ خودش می کند !
دستِ رویا را بگیر
برایِ یک بار هم که شده دور شو
از شهرِ نا امیدی !
و باور کن تو با همین چهار کلام
ا م ی د
معجزه خواهی کرد !
می روند ؟
فدایِ سرت
می مانند ؟
خوش بحالِ لحظه هایشان که با تو ثبت می شود
طوفان شده ؟
قشنگترین رقص را برایِ همین روز بگذار
آنقدر زیبا حرکت کن که هرکه رد شد
بگوید :
چه طوفانِ زیبایی !
زیبا باش
و باور کن
می شود اگر بخواهی
در همین روزهایِ بی مهری
برایِ خودت
برایِ او
برایِ تمامِ کسانی که در قلبت جا دارند
رویایی ترین باشی
می شود...!
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه های شبنم

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط