لای در را باز میکند و سرک میکشد. پاورچین پاورچین تا پشت
لای در را باز میکند و سرک میکشد. پاورچین پاورچین تا پشتِ سرم خودش را میرساند و آهسته چشمهام را میگیرد و نرم درِ گوشم زمزمه میکند: اگه گفتی من کیم؟ دست میکشم روی انگشهای مردانهاش. لبخند میزنم. دست هاش را از چشمهام جدا میکنم و میگذارم روی بینیم و عمیق نفس میکشم.
+ باز رفتی سر وقت شمعدونیا؟
- به شمعدونیا هم حسودی میکنی؟
+ اگه بگم آره، پر رو نمیشی؟
دستش را از روی بینیم سر میدهم سمت لبهام و ...
+ نگهش دار، لازمت میشه
- خیال کردی! اونجا از این چیزا زیاده! مگه نگفتن بهت؟
سرم را برمیگردانم و خیره میشوم توی چشمهاش. گره میاندازم به ابروم که یعنی حرفت را پس بگیر ...
- اینجوری نگام نکن آب میشم بانو.
مشتش را میگیرد جلوی صورتم. دستم را میگیرم زیر مشتش. بازش که میکند سه تا نقل میافتد کف دستم.
- از عروسی داداش حمیدت کش رفتم
+ پس حمیدم ...
صدای زنگ خانه حواسم را پرت میکند. چادر سرم میاندازم و تا دم در میروم ...
بوی نازِ شمعدانی همهی خانه را برداشته. قرآنِ جیبی حمید را میبوسم و میگذارم کنار عکس رضا. مادر از اتاق بیرون میآید. مشتم را میگیرم جلوی صورتش. دستش را میگیرد زیر مشتم. مشتم را که باز میکنم پلاک حمید میافتد کف دستش ...
| رضا پیران
+ باز رفتی سر وقت شمعدونیا؟
- به شمعدونیا هم حسودی میکنی؟
+ اگه بگم آره، پر رو نمیشی؟
دستش را از روی بینیم سر میدهم سمت لبهام و ...
+ نگهش دار، لازمت میشه
- خیال کردی! اونجا از این چیزا زیاده! مگه نگفتن بهت؟
سرم را برمیگردانم و خیره میشوم توی چشمهاش. گره میاندازم به ابروم که یعنی حرفت را پس بگیر ...
- اینجوری نگام نکن آب میشم بانو.
مشتش را میگیرد جلوی صورتم. دستم را میگیرم زیر مشتش. بازش که میکند سه تا نقل میافتد کف دستم.
- از عروسی داداش حمیدت کش رفتم
+ پس حمیدم ...
صدای زنگ خانه حواسم را پرت میکند. چادر سرم میاندازم و تا دم در میروم ...
بوی نازِ شمعدانی همهی خانه را برداشته. قرآنِ جیبی حمید را میبوسم و میگذارم کنار عکس رضا. مادر از اتاق بیرون میآید. مشتم را میگیرم جلوی صورتش. دستش را میگیرد زیر مشتم. مشتم را که باز میکنم پلاک حمید میافتد کف دستش ...
| رضا پیران
- ۲۹۲
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط