یک سگ زیادی ولگرد
شرمنده نبودم اینترنتم قطع بود😖😖
پارت ¹⁹
ویو زارا
داشتیم میرفتیم که در افق محو شیم که...
چیلا اوشکولات دید🗿
چیلا: اوشکولاتتتتتتتتتتتتتت🍬
زارا: کاکائوییییییییییییییی🍫
چیلا: تلخخخخخخخخخخخخخخ
زارا:ولی من پول نمیدم...
چیلا: به درک خودم میدم💵
زارا: مگههههههههههه پولللللللللللللللللل داشتیییییییییییییی؟؟؟
چیلا: ارع
زارا: چرا بهم ندادیییییییییییییییییییی🤬
چیلا: چون عشقم نکشید
زارا: &_&
خلاصه چیلا رفت یه گونی پر شکلات کاکائویی گرفت🍫
بی یادآوری دست کردم و یه شکلات از تو پلاستیک برداشتم
چیلا هم بی توجه شکلات خودش رو میخورد
چیلا با دهن پر: راستی اون روز از آبنبات ها برداشتم
زارا: مهم نیس خوراکی من و تو نداره
و یه شکلات دیگه برداشتم🍫
راه افتادیم سمت مقر مافیای بندر
درو باز کردیم و من سطل به دست و چیلا گونی به دست وارد شدیم
همه نگاها اومد رومون
نه که خوشگلیم، همه جذبمون شدن😌
رفتیم سمت اتاقی که موری سان بهمون گفته بود توش پلاس شیم
سطل و گونی رو گذاشتیم و خودمونو پرت کردیم رو تخت
یهو یکی وارد شد
زارا: مگه طویله سسسسسسسسسس😫
عضو مافیا: ا... آخه... م.... من... (بدبخت لال شد...)
چیلا: احترام واجبههههههههه🤐
زارا: آرهههههه
عضو مافیا: ببخشید😥
چیلا: نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه نشدددددددددددددددددددددددد
زارا: برو بیروننننن درو ببندددددددد در بزننننننن اگه اجازه دادیم بیا تووووووووو
عضو بدبخت مافیا رفت بیرون و در زد
چیلا: حق ورود نداریییییییییی😏
عضو مافیا: #_#
زارا: خیل خب بیا تو😒
اومد داخل: موری سان کارتون داره
چیلا: خو زودتر میگفتییییی
عضو بدبخت مافیا: $_$
گم شدیم رفتیم اتاق موری سان
زارا: عا راستی اسم من یوریه🤓
چیلا: هن؟
زارا: پسر شدیم باید اسم پسر داشته باشیم دیگه😏
چیلا:صحیح، من آیتو ام😤(مدیونی فکر کنی از خودم در آوردم...)
رسیدیم
در زدیم و وار_
نوچ نشد. خیلی رسمیه
این کار رو همه آدما میکنن ولی ما؟ ما ادم نیستیم گاویم و باید مث گاو وارد شیم🐮
پس درو وا کردیم و مث گاو وارد شدیم🐄
موری: &_&
موری: شما ک_
حق داشت نشناسه کلاه گیس داشتیم
زارا: مگه صدامون نزدی؟
موری: م_
به کلاه گیس اشاره کردم فهمید
موری: اوه آره حواسم نبود
یهو دیدیم عههههه این پسر مو نارنجیه اینجاس کههههه
زارا: سلامممممممم🤓
پسره گرخید
موری: شما هم رو میشناسین؟
پسره: موری سا_
زارا: ارهههههههه😃
چیلا: برامون آبنبات خریدددددددددد😀
پسره آه کشید: ابهتم نابود شد
زارا: 😁
پسره: اصلا شما اینجا چیکار میکنین؟
زارا: ما عضو مافیاییم😏
پسره: &_&
پسره: موری سان اینا چی میگن؟
موری: راست میگن😌
پسره: #_#
پسره آه میکشه: ببین با کیا همکار شدم!
بعد رو به ما میگه: من چویام. ناکاهارا چویا
زارا: کیزوکا یوری
چیلا: کانامی آیتو
قبل اینکه کسی چیزی بگه از اتاق موری سان زدیم بیرون. اصلا هم مهم نیست موری سان کارمون داشت...
بیرون اتاق
زارا: ولی خدایی که دافی شدیا!! شماره بدم پاره کنی؟🤓
چیلا رف تو نقش: تو شماره بدی؟ یکی باید به خودت شماره بده پاره کنی😃
زارا: اوپس خانمی شماره میدی؟😊
چیلا: نه😆
زارا: صحیح😀
و چندین نفر از اعضای مافیا با نگاه وادفا بهمون مینگریستن...
~~~
تیماممم
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
پارت ¹⁹
ویو زارا
داشتیم میرفتیم که در افق محو شیم که...
چیلا اوشکولات دید🗿
چیلا: اوشکولاتتتتتتتتتتتتتت🍬
زارا: کاکائوییییییییییییییی🍫
چیلا: تلخخخخخخخخخخخخخخ
زارا:ولی من پول نمیدم...
چیلا: به درک خودم میدم💵
زارا: مگههههههههههه پولللللللللللللللللل داشتیییییییییییییی؟؟؟
چیلا: ارع
زارا: چرا بهم ندادیییییییییییییییییییی🤬
چیلا: چون عشقم نکشید
زارا: &_&
خلاصه چیلا رفت یه گونی پر شکلات کاکائویی گرفت🍫
بی یادآوری دست کردم و یه شکلات از تو پلاستیک برداشتم
چیلا هم بی توجه شکلات خودش رو میخورد
چیلا با دهن پر: راستی اون روز از آبنبات ها برداشتم
زارا: مهم نیس خوراکی من و تو نداره
و یه شکلات دیگه برداشتم🍫
راه افتادیم سمت مقر مافیای بندر
درو باز کردیم و من سطل به دست و چیلا گونی به دست وارد شدیم
همه نگاها اومد رومون
نه که خوشگلیم، همه جذبمون شدن😌
رفتیم سمت اتاقی که موری سان بهمون گفته بود توش پلاس شیم
سطل و گونی رو گذاشتیم و خودمونو پرت کردیم رو تخت
یهو یکی وارد شد
زارا: مگه طویله سسسسسسسسسس😫
عضو مافیا: ا... آخه... م.... من... (بدبخت لال شد...)
چیلا: احترام واجبههههههههه🤐
زارا: آرهههههه
عضو مافیا: ببخشید😥
چیلا: نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه نشدددددددددددددددددددددددد
زارا: برو بیروننننن درو ببندددددددد در بزننننننن اگه اجازه دادیم بیا تووووووووو
عضو بدبخت مافیا رفت بیرون و در زد
چیلا: حق ورود نداریییییییییی😏
عضو مافیا: #_#
زارا: خیل خب بیا تو😒
اومد داخل: موری سان کارتون داره
چیلا: خو زودتر میگفتییییی
عضو بدبخت مافیا: $_$
گم شدیم رفتیم اتاق موری سان
زارا: عا راستی اسم من یوریه🤓
چیلا: هن؟
زارا: پسر شدیم باید اسم پسر داشته باشیم دیگه😏
چیلا:صحیح، من آیتو ام😤(مدیونی فکر کنی از خودم در آوردم...)
رسیدیم
در زدیم و وار_
نوچ نشد. خیلی رسمیه
این کار رو همه آدما میکنن ولی ما؟ ما ادم نیستیم گاویم و باید مث گاو وارد شیم🐮
پس درو وا کردیم و مث گاو وارد شدیم🐄
موری: &_&
موری: شما ک_
حق داشت نشناسه کلاه گیس داشتیم
زارا: مگه صدامون نزدی؟
موری: م_
به کلاه گیس اشاره کردم فهمید
موری: اوه آره حواسم نبود
یهو دیدیم عههههه این پسر مو نارنجیه اینجاس کههههه
زارا: سلامممممممم🤓
پسره گرخید
موری: شما هم رو میشناسین؟
پسره: موری سا_
زارا: ارهههههههه😃
چیلا: برامون آبنبات خریدددددددددد😀
پسره آه کشید: ابهتم نابود شد
زارا: 😁
پسره: اصلا شما اینجا چیکار میکنین؟
زارا: ما عضو مافیاییم😏
پسره: &_&
پسره: موری سان اینا چی میگن؟
موری: راست میگن😌
پسره: #_#
پسره آه میکشه: ببین با کیا همکار شدم!
بعد رو به ما میگه: من چویام. ناکاهارا چویا
زارا: کیزوکا یوری
چیلا: کانامی آیتو
قبل اینکه کسی چیزی بگه از اتاق موری سان زدیم بیرون. اصلا هم مهم نیست موری سان کارمون داشت...
بیرون اتاق
زارا: ولی خدایی که دافی شدیا!! شماره بدم پاره کنی؟🤓
چیلا رف تو نقش: تو شماره بدی؟ یکی باید به خودت شماره بده پاره کنی😃
زارا: اوپس خانمی شماره میدی؟😊
چیلا: نه😆
زارا: صحیح😀
و چندین نفر از اعضای مافیا با نگاه وادفا بهمون مینگریستن...
~~~
تیماممم
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
- ۶.۶k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط