نجوای عشق پارت ۶۶
رفتیم تو آپارتمان با تهیونگ و جیمین نامجون تو ماشین پشت مانیتور نشست یواش رفتیم که کسی نبینمون کوک:نامجون هواست باشه هر جا آدم دیدی بگو نامجون:اوکی برید طبقه بالا یدونه هست کوک:اینجا از هم جدا میشم من:اوهوم بعد از هم جدا شدیم من جدا رفتم نامجون:نایکا نایکا یکی داره میاد من:حله بعد اومد رد شد که من رفتم پشتش و گردنشو گرفت کج کردم و افتاد رو زمین نامجون:براوو دختر براوو برو برو بعد رفتم جلوتر نامجون:یکی دیگه یکی دیگه من:این از اون شلاس آروم رفتم و با اصلح زدم تو سر مرده بیهوش شد یدونم لگد زدم بهش من:دیدی خیلی شل بود نامجون:برو طبقه دوم من:خیله خوب نامجون:نایکا تکون نخور من:چرا نامجون:یکی بالا رو پله هاس اگه بتونی با اصلحه بزنیش من:میتونم ماشرو کشیدم و رفتم یکم پایین مرده:تو کی هستی همون موقع یه تیر زدم تو پیشونیش مرد رفتم بالا تر نامجون:یکی سمت چپ بالا
اونم زدم نامجون:اینجا تموم شد اوففف شبی گیم شد بازی کامپیوتری من:خیلی نامجون:یه جا قایم شو یکی داره میاد صبر کن صبر کن نایکا گیر افتادی پشت سرت من:سه شد نه نامجون:آره مجبوری برگردی برگشتم دیدم یوی پشتمه با اصلحه من:آه سلام خوبی گفت تو کی هستی من:من یه دوست 😂😂 اونو بزار پایین من راهو گم کرده بودم بعد از اینجا سر در آورد میخواستم هواسشو پرت کنم گفتم اونجا رو اونجارو اومدم اصلحرو ازش بگیرم گرفتم نامجون:نایکا مراقب باش من:هواسمو پرت نکن بعد کتک کاری بود بعد اصلحرو گرفتم انداختم اونور که یهو یه چیزی زد تو شیکمم چاقو در آورده بود یهو زد تو شیکمم بعد انداختم اونور بعد اصلحمو برداشتم زدم بهش با همون درد و خونی که داشتم بعد پاشدم نامجون:نایکا خوبی من:کثافت با چاقو زد شیکمم نامجون:چی الان خوبی من:چقدر دیگه مونده آهه نامجون:چیزی نمونده برو میتونی نایکا سعی کن بیهوش نشی من:خیله خوب
از زبون جونگ کوک
همینجوری میرفتم که نامجون گفت نامجون:جونگ کوک جونگ کوک نایکا من:نایکا چی شده نامجون:چاقو خورده ولی هنوز حالش خوبه داره میره بالا بدو من:وایییی خیله خوب کجاست نامجون:تو طبقه دومه داره از پله ها میره بالا بدو من:منم همونجاهام بعد دوییدم رفت طبقه دوم من:عزیزم طاقت بیار اومدم بعد دوییدم رفتم نامجون:رفت طبقه بالا تو طبقه سومه من:خیله خوب دوییدم رفتم از پله ها بالا
از زبون خودم
همینجوری میرفتم دیگهنمی تونستم نامجون:نایکا خوبی من:درد دارم نامجون:چیزی نیست جونگ کوک داره میاد من:خیله خوب همینجوری میرفتم که انگار یکی صدام زد از یه طرفه دیگه یکی دیگه صدام زد گفت نایکا اون یکی با ترس اون یکی خیلی خشن اون یکی جونگ کوک بود من:جونگ کوک زخم شیکمم اونقدر نبود ولی میتونست از پا بندازم چون چاقوش کوچیک بود بعد جونگ کوک اومد سمتم
اونم زدم نامجون:اینجا تموم شد اوففف شبی گیم شد بازی کامپیوتری من:خیلی نامجون:یه جا قایم شو یکی داره میاد صبر کن صبر کن نایکا گیر افتادی پشت سرت من:سه شد نه نامجون:آره مجبوری برگردی برگشتم دیدم یوی پشتمه با اصلحه من:آه سلام خوبی گفت تو کی هستی من:من یه دوست 😂😂 اونو بزار پایین من راهو گم کرده بودم بعد از اینجا سر در آورد میخواستم هواسشو پرت کنم گفتم اونجا رو اونجارو اومدم اصلحرو ازش بگیرم گرفتم نامجون:نایکا مراقب باش من:هواسمو پرت نکن بعد کتک کاری بود بعد اصلحرو گرفتم انداختم اونور که یهو یه چیزی زد تو شیکمم چاقو در آورده بود یهو زد تو شیکمم بعد انداختم اونور بعد اصلحمو برداشتم زدم بهش با همون درد و خونی که داشتم بعد پاشدم نامجون:نایکا خوبی من:کثافت با چاقو زد شیکمم نامجون:چی الان خوبی من:چقدر دیگه مونده آهه نامجون:چیزی نمونده برو میتونی نایکا سعی کن بیهوش نشی من:خیله خوب
از زبون جونگ کوک
همینجوری میرفتم که نامجون گفت نامجون:جونگ کوک جونگ کوک نایکا من:نایکا چی شده نامجون:چاقو خورده ولی هنوز حالش خوبه داره میره بالا بدو من:وایییی خیله خوب کجاست نامجون:تو طبقه دومه داره از پله ها میره بالا بدو من:منم همونجاهام بعد دوییدم رفت طبقه دوم من:عزیزم طاقت بیار اومدم بعد دوییدم رفتم نامجون:رفت طبقه بالا تو طبقه سومه من:خیله خوب دوییدم رفتم از پله ها بالا
از زبون خودم
همینجوری میرفتم دیگهنمی تونستم نامجون:نایکا خوبی من:درد دارم نامجون:چیزی نیست جونگ کوک داره میاد من:خیله خوب همینجوری میرفتم که انگار یکی صدام زد از یه طرفه دیگه یکی دیگه صدام زد گفت نایکا اون یکی با ترس اون یکی خیلی خشن اون یکی جونگ کوک بود من:جونگ کوک زخم شیکمم اونقدر نبود ولی میتونست از پا بندازم چون چاقوش کوچیک بود بعد جونگ کوک اومد سمتم
- ۲۹.۴k
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط