.

.
به من فکر کن ، توی تنهاییت
توی لحظه‌‌ای که پشت میزت نشستی
و چای می‌نوشی ، پشت پنجره‌ای که
هر روز به خیابون خیره میشی
به من فکر کن ، به شبی که برای
اولین بار خوابم رو دیدی
به صبحی که چشمات رو بستی
و به خواب عاشقانه‌‌ت لبخند زدی
به من فکر کن
به اولین باری که آغوشم رو تجربه کردی
به لحظه‌ای که صدای تند نفس‌هام رو
زیر گوشت شنیدی
به آخرین بوسه‌ام توی اولین هم‌آغوشی
به من فکر کن ، به اینکه هیچ‌کس
به اندازه‌ی من ، تو رو بلد نیست
به من فکر کن
توی تنهاییم
توی دلتنگیم
وقتی به تو فکر می‌کنم 💔

#پویا_جمشیدی
دیدگاه ها (۴)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

سناریو

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

I want to love you forever part 2

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط