چادر

چادر

وقتی درخیابان با چادرم میان این همه عروسکهای رنگی راه میروم طعنه ها چادرم
را نشانه میگیرند.

اما چادرم من محکم تر از این حرف هاست که به این طعنه ها خراش بردارد...

چادر از یاد نبرده چفیه هایی که برای چادری ماندنم خونی شده اند.
یه دختر چادری ( عشقم : چادر )
دیدگاه ها (۹)

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

پارت ۵۲

فضای داخلی عمارت بزرگ و سلطنتی دازای، غرق در سکوت و تجمل بود...

داستان کودکانه «معمای ساعتِ شنی و المپیادِ اژدهای کوچک» به ن...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت چهارم: سایه‌ی انتقام و ملکه مافی...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

Enemys Embrsce [ part ۳۴ ]

پرنسس ناخواسته

part:2🐣بچه ها وارد کلاس شدند نیمکت سونا ردیف اول بود همیشه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط