آقا جون !

آقا جون !
ما از خیلی وقت پیش دلمون برا رئیسی می‌سوخت
اونجایی که گفت:
اگر مشکلات مردم با اهانت به من حل میشه، اشکال نداره"
دلمون براش می‌سوخت ...
از اون وقتی که با زبون روزه نگران ناهار کارگرا بودن و با همین یه جمله مسخره اش میکردن
دلمون براش می‌سوخت....
از اون وقتی که تو رسانه ها لباس خاکی و کفشهای گِلیش رو می‌دیدم و پرستیزی برا ریاست جمهوری غائل نبود
دلمون براش می‌سوخت....
از همونجا که بهش تهمت شیش کلاس سواد رو زدن
دلمون براش می‌سوخت.....
اونجا که هرچی خدمت میکرد به چشم منتقدین نمی‌رفت و مثه مگس روی زخم ها مینشستن
دلمون براش می‌سوخت......

یه جا هم دلمون براش آتیش گرفت
اونجا که ازش یه انگشتر و یه ساعت نیم سوخته برامون موند 😭😭😭

خدایا با انتخاب فردی اصلح که ادامه دهنده ی واقعی راهش هست
دلهای سوخته ی مارو ذره ای التیام ببخش.....

#شهید_جمهور
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

چند پارتی

پارت ۶

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🫀 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی اون تورو دوست داشت ولی تو دوستش ندا...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط