پارت 19
با عصبانیت روی مبل نشست.. چشماشو بست و موهاشو چنگ زد عقب..
_ سوهی سوهی!! من واقعا سر از کارات در نمیارم اون هر*زه کی بود جای خودت گذاشتیش؟(داد)
+ ته.. تهیونگ!.. این چه حرفیه هیچکس جای من نبود هیچ نمیفهمم چی میگی!
_ نمیفهمی نه؟... شده باشه دستور میدم کل سرزمین رو زیر و رو کنن و هرکی که بود رو...
که حرفش با بو*سه سوهی قطع شد..
دستاش رو دور صورت مردش قاب کرده بود و سعی کرد با بو*سیدنش ساکتش کنه.. (اه اه چندش😂🗿)
ته با این کار جوری آروم شد که انگار دمنوش گل گاو زبون ریخته باشن توی دهنش..
دستاشو دور کمر ملکه اش حلقه کرد و نشوندش روی پاش..
سوهی جدا شد و با چشمای ناراحتش به ته نگاه کرد..
+ من.. من کاری نکردم ته...
تهیونگ انگشت اشارش رو روی لب سوهی گذاشت و حرفش رو قطع کرد..
_ هیشش!!... عیبی نداره... نمیتونی مخفی کنی چون من فهمیدم فقط.. هرکی که بود بهش بگو این دور و اطراف پیداش نشه وگرنه... قول نمیدم سرشو نزنم!
+ تهیونگ!.. دارم میگم کسی نبود!
_ یعنی تو... فکر کردی من... نمیتونم معشوقه خودم رو تشخیص بدم؟.. متوجه نمیشم کسی که بغلش کردم.. ملکه من نیست؟.. از همون روز اول فهمیده بودم عشقم... منو نمیتونی گول بزنی!
+ اوفف... هرجور دوست داری فکر کن من که منظورتو نمیفهمم..
روشو کرد اونور ولی نگاه های پر از حس ته رو روی صورت زیباش حس میکرد..
_ ملکه من!.. خودت میدونی چقدر عاشقتم!!.. اندازه کل سرزمین... کل کهکشان... نمیخوای درک کنی؟.. اینکارا یعنی چی؟.. فرار کردنت.. جایگذاری کسه دیگه با خودت!.. بی اهمیت کردنم... واقعا.. قصد درک کردن نداری.. که چقدر بهت علاقه دارم؟ (خدا شانس بده🤲🏻🗿)
+ تهیونگ من.. احساس.. احساس گناه میکنم... احساس میکنم پدر و مادرم به خاطر من مردن.. احساس میکنم لیاقت زندگی کردن رو ندارم.. احساس میکنم.... احساس میکنم....
که بغضش غلیظ تر شد و مانع حرف زدنش شد..
ته اونو محکم توی بغلش گرفت و موهای ابریشمی و مشکی ملکه اش رو نوازش کرد..
_ هیشش... آروم باش عزیزم..
+ احساس میکنم... لیاقت همسر یه پادشاه بودن رو ندارم!(گریه)
_ دیگه این حرف رو نزن باشه؟.. اتفاقاً لیاقتت بیشتر از این حرفاست... دیگه ذهنت رو درگیر گذشته نکن... خب؟
سوهی دستاش رو دور گردن ته حلقه کرد و محکم بغلش کرد و خودشو خالی کرد... تا جایی که هیچ اشکی توی چشماش باقی نموند..
next part:
Like: 14
Coment: 16
#وانشات #بی_تی_اس #چندپارتی #تکپارتی #درخواستی #فیکشن #تهیونگ
_ سوهی سوهی!! من واقعا سر از کارات در نمیارم اون هر*زه کی بود جای خودت گذاشتیش؟(داد)
+ ته.. تهیونگ!.. این چه حرفیه هیچکس جای من نبود هیچ نمیفهمم چی میگی!
_ نمیفهمی نه؟... شده باشه دستور میدم کل سرزمین رو زیر و رو کنن و هرکی که بود رو...
که حرفش با بو*سه سوهی قطع شد..
دستاش رو دور صورت مردش قاب کرده بود و سعی کرد با بو*سیدنش ساکتش کنه.. (اه اه چندش😂🗿)
ته با این کار جوری آروم شد که انگار دمنوش گل گاو زبون ریخته باشن توی دهنش..
دستاشو دور کمر ملکه اش حلقه کرد و نشوندش روی پاش..
سوهی جدا شد و با چشمای ناراحتش به ته نگاه کرد..
+ من.. من کاری نکردم ته...
تهیونگ انگشت اشارش رو روی لب سوهی گذاشت و حرفش رو قطع کرد..
_ هیشش!!... عیبی نداره... نمیتونی مخفی کنی چون من فهمیدم فقط.. هرکی که بود بهش بگو این دور و اطراف پیداش نشه وگرنه... قول نمیدم سرشو نزنم!
+ تهیونگ!.. دارم میگم کسی نبود!
_ یعنی تو... فکر کردی من... نمیتونم معشوقه خودم رو تشخیص بدم؟.. متوجه نمیشم کسی که بغلش کردم.. ملکه من نیست؟.. از همون روز اول فهمیده بودم عشقم... منو نمیتونی گول بزنی!
+ اوفف... هرجور دوست داری فکر کن من که منظورتو نمیفهمم..
روشو کرد اونور ولی نگاه های پر از حس ته رو روی صورت زیباش حس میکرد..
_ ملکه من!.. خودت میدونی چقدر عاشقتم!!.. اندازه کل سرزمین... کل کهکشان... نمیخوای درک کنی؟.. اینکارا یعنی چی؟.. فرار کردنت.. جایگذاری کسه دیگه با خودت!.. بی اهمیت کردنم... واقعا.. قصد درک کردن نداری.. که چقدر بهت علاقه دارم؟ (خدا شانس بده🤲🏻🗿)
+ تهیونگ من.. احساس.. احساس گناه میکنم... احساس میکنم پدر و مادرم به خاطر من مردن.. احساس میکنم لیاقت زندگی کردن رو ندارم.. احساس میکنم.... احساس میکنم....
که بغضش غلیظ تر شد و مانع حرف زدنش شد..
ته اونو محکم توی بغلش گرفت و موهای ابریشمی و مشکی ملکه اش رو نوازش کرد..
_ هیشش... آروم باش عزیزم..
+ احساس میکنم... لیاقت همسر یه پادشاه بودن رو ندارم!(گریه)
_ دیگه این حرف رو نزن باشه؟.. اتفاقاً لیاقتت بیشتر از این حرفاست... دیگه ذهنت رو درگیر گذشته نکن... خب؟
سوهی دستاش رو دور گردن ته حلقه کرد و محکم بغلش کرد و خودشو خالی کرد... تا جایی که هیچ اشکی توی چشماش باقی نموند..
next part:
Like: 14
Coment: 16
#وانشات #بی_تی_اس #چندپارتی #تکپارتی #درخواستی #فیکشن #تهیونگ
- ۴.۶k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط