فصل دو

فصل دو
ومپایر
پارت۱۵

ویو تهیون الان دوروزه از ا.ت خبری نیست
نه تو شرکت نه تو مهمونیا هیجا حتا تلویزیون هم اعلام کرده که خبری نیس

ویو ا.ت
بعد اینکه با تاکسی رفتم خونه کمرم خیلی درد میکرد و می خارید رفتم از تو یخچال یه ویسکی صددرسد برداشتم خورم اما چرا اثر نکرد جالبه وای دیگه کتفم خیلی درد میکنه
رفتم رو تخت خابیدم و سیاهی
بیدار شدم رفتم دستشویی اومد بیرون از جلو اینه رد شدم وایسا این چیبود دوباره رفتم که دیدم دوتا بال گنده پشتمه
"جییییغغغ
اینچیه دیگگهه
وایی اوتوکه اوتکوکه(یعنی چیکار کنم)

فاکککککک
رفتم حیاط سعی کردم پرواز کنم اما نشد یکم به تهیونگ فکر کردم و دیدم رو هوام
"وووااایی ههههووو ههههووو
داشتم تو شهر پرواز میکردمکه یادم افتاد مردم دارن فیلم میگیرن

ویو تهیونگ
جلو تلویزیون نشتم که یهو وسط فیلمم اخبار اومد
@توجهتون رو موجود عجیبی که امروز تو اسمان دیده شده جلب میکنم بعد یه ویدیو اورد که یکم دقت کردم اون اون ا‌ته چرا باله هاش انقدر بزرگه پریا معولا بالاشون مشکی نیس این چرا سفیده
سریع زنگ زدم به جیهوپ.....
ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

همسر غیره منتظره

پارت ۴ (سرنوشت)

My Boy❄

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط