به یاد سه تن سوختم: اول مادرم که چشم به او دوختم

به یاد سه تن سوختم: اول مادرم که چشم به او دوختم
دوم پدرم که مردانگی را از او آموختم
سوم جز رفیقی که جز مرام و معرفت از او چیزی نیاموختم...
دیدگاه ها (۳)

فاصله یک لبخند تا جنون

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

My lovely neighbor part : 61

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

قسمت ۶

Iove and the moonPart ۲جونکوک حتا به صورت ایهون هم نگاه نک...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

( Blue Side )

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۰: بدترین زمان برای بهترین سوالموج‌ها آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط