از پشت پنجره ایمانم

از پشت پنجره ایمانم
خدا را می بینم
چه باشکوه خدایی است ...
در خنده هایش، داشته هایم را می بینم
آغوشش را باز می کند
نداشته هایم را دور می ریزم
به سمتش می دوم
دستانش را میگیرم و
چند قدمی کنارش قدم می زنم ...

به خودم
به خدا
به زندگی
لبخند می زنم ...
منم ،
انسان
زیباترین شعر خدا ...

روزتون سرشار از نگاه خدا
دیدگاه ها (۳)

بعضی آدمها را نباید با لبخندهایشان قضاوت کرد؛ پشت هر لبخند ج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

{محکوم به لمس } part ۱۷ 杂交种 چرا چون دو رگه بود...آرو نگاهی ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_67فصل سی‌ام | د...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

👑 پارت سوم | حرف‌های پشتِ لبخندموسیقی تمام شد.صدای تشویق مهم...

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۶تالار بزرگ، غرق در نور شمع بود. اشراف، در لباس‌های ابر...

تکپارتی | جونگکوک

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط