{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پشت پنجره ایمانم

از پشت پنجره ایمانم
خدا را می بینم
چه باشکوه خدایی است ...
در خنده هایش، داشته هایم را می بینم
آغوشش را باز می کند
نداشته هایم را دور می ریزم
به سمتش می دوم
دستانش را میگیرم و
چند قدمی کنارش قدم می زنم ...

به خودم
به خدا
به زندگی
لبخند می زنم ...
منم ،
انسان
زیباترین شعر خدا ...

روزتون سرشار از نگاه خدا
دیدگاه ها (۳)

گلهای زندگی

محیا میوه زندگی

بیا برای فرج روز و شب دعا کنیمدل امام خویش را ز خود رضا کنیم...

بِخَری یا نَخَری، ما که خریدار توئیمای طبیب همگان، ما همه بی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

پارت سوم | هم‌گروهی اجباریزنگ آخر...صدای معلم ادبیات داخل کل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

فصل اول_آغاز سرنوشت

✨🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۸«قرار نبود این‌قدر نزدیک بشی…» 🌙صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط