{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
.
.
.
توجی:
اطرافم رو نگاه میکنم،دوباره سر از مکان همیشگی درآوردم،یه بار کوچیک
حداقل اینجا هرج و مرج کمتره
یه لیوان بزرگ آب جو سفارش میدم،از اون دسته نیستم که شات های کوچیک از بهترین آب جو ها بخورم،من فقط وقتایی میام اینجا که میخوام از زندگیم فرار کنم،پس هرچیزی که مستم کنه جوابگوعه
لیوان توی یه چشم به هم زدن سر میکشم،طعم تلخ و سوزاننده آبجو گلومو میسوزونه
آهی میکشم و سرمو توی دستام میگیرم
بالاخره فکر کردم که میتونم برای خودم یه زندگی داشته باشم،دور از نگاه قضاوت گر خاندانم،ولی مثل اینکه کل این مدت تعقیب میکردن
اصلا مگه نمیگن من براشون مهم نیستم؟پس چرا همه چیزو کنترل میکنن؟چرا فقط مثل یه تیکه آشغال منو دور نمیندازن که زندگی خودمو کنم؟
پرستار...واقعا مسخرست!
از عصبانیت مُشتی کوبیدم روی میز
عه....شکست...
یهو کل نگاه ها روی منه، بارتندر(از اونا که نوشیدنی هارو سرو میکنن) با یه نگاهی که ترکیبی از "دقیقا چجوری شکستیش؟" و "پولشو قراره از حلقومت بکشم" به من زل زده
واقعا عالیه! دقیقا وقتایی که خودم به زور خودمو کنترل میکنم یهو دست به هرچیزی بزنم نیست و نابود میشه
آهی میکشم و از جیبم دوتا اسکناس صد دلاری در میارم و میزارم روی میز
-هوی چتونه؟! به چی زل زدید؟!
با این حرفم جمعیت برگشت به هر کاری خودشون میکردن،خوبه
حس میکنم که الکل کم کم دیدم رو تار میکنه،اما فقط باعث میشه که سردردم بیشتر شه
قرار نبود اینطوری پیش بره
با عصبانیت از جام بلند میشم و راه میوفتم سمت خونم،دیگه حتی الکل هم جوابگو نیست،ای کاش حداقل انقد نمیخوردم که تلو تلو بخورم تو خیابون
کلید رو میندازم تو در،اما انگار فلج شدم! یه ساعت باهاش ور میرم تا در باز شه و خودمو پرت میکنم تو
همونجا روی زمین دراز میکشم،به زور تا اینجا هم اومدم،فکر نکنم بتونم دو قدم دیگه تا اتاقم بردارم
به طرز عجیبی سکوت این خونه یهو کر کننده شده،نمیخوام...اینجوری باشه‌.‌‌..
حالم خوب نیست
#انیمه
#وانشات #انیمه_فن_فیکشن #سناریو_انیمه #انیمشن #تخیلی #داستان #توکیو_رونجرز #جوجوتسو_کایسن
دیدگاه ها (۴)

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

چند پارتی (درخواستی)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

چند پارتی (درخواستی)

professor Riddle p54

رمان به دنبال هم...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط