عملیات انتقام صورتی پارت 5

«در حال قدم زدن در خیابان»
*از زبان میا*
داشتیم راه می رفتیم که یهو یه دختری گفت...
دختره :چطوری میا
کورو:اون دیگه کیه
من:ببخشید یادم رفت هارومی رو بهتون معرفی کنم
کیکو:یه سوال تو برا چی میخوای جولیا و الکس و امیلی رو دستگیر کنی
من:خب راستش یه نفر تو کل کره ی زمین هست که جادو داره اما جادوی اون به قدری زیاده که میتونه جهانو نابود کنه که اسمش کانائو هست اون سه تا میخوان عصای ماگما رو بگیرن اون عصا تنها چیزیه که میتونه کانائو رو کنترل کنه
کیکو:پس حالا واجب شد دستگیرشون کنیم وگرنه کنترل کره ی زمین رو به دست میگیرن
من:راستی شما هنر های رزمی یاد دارین
کیکو:نه برا چی
من:اخه وقتی که کانائو اومد به زمین هم زمان دروازه مگاتا یا بهتر بگم دروازه ی غول ها باز شد برا همین شما باید هنر های رزمی یاد داشته باشید تا باهاشون بجنگید اومدم بگم که اگه بخوان من بهشون یاد بدم که خانم بلکبل گفت...
بکی:من یه ادمکش بودم که برا صلح کشور ادم می کشتم پس هنر های رزمی یاد دارم الان فقط باید به این دو تا یاد...
داشت حرف می زد که یهو



الان بازم پارت میزارم
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

Cold melody part 7متوجه شدم! پس می‌خوایم یه بازیِ "کِش و قوس...

پارت‍ـــ.. ـــ۵ــ«رقص سایه ها»کامیل از تراس بیرون ا...

پارت ۸سایه‌ی غول‌پیکر، مثل یه پرده‌ی سیاه، خورشید رو پشت خود...

پارت یک امروز داشتم خیلی رندوم تو بارون قدم میزدمو آهنگ گوش ...

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۸ (از زبان راوی)(هشدار...

شاهکاری به نام دروغ

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁴تهونگ: نمی‌تونم...تهون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط