عشقی حقیقی

دامیان:قول میدی
انیا خندید و گفت:معلومه که قول میدم
و بعد دامیان گونه ی انیا رو بوسید که یهو یه دختر سریع اومو تو و اون کسی نبود جز

برگشت به عقب وقتی انیا رفت تو اتاق دامیان که غذاشون و ببره
وقتی انیا رفت تو اتاق دامیان یه دختر اومد عمارت دامیان و لونا رفت تا ببینه کیه که دید اون یکی از خانواده ی دزمونده و اون کسی نبود جز جولیا
جولیا اومد تو و گفت
جولیا :اومدم دامیان جونم رو ببینم
لونا :ولی خانم الان نمی‌تونید برید پیش جناب دامیان
جولیا عصبی شد و گفت:اونوقت چرا نمیتونم
لونا :ارباب گفتن به کسی نگم
جولیا جوش آورد و لونا رو هل داد و گفت :بابت اسن گستاخی که کردی میتونم اخراجی کنم
لونا هم ترسید و گفت:ن....نه...خوب...خانم...ل...لطفا
جولیا :پس بگو مگرنه اخراجی میکنم
لونا:ایشون ....ب..‌به .....بهمراه یه .....خوب...خانم ...تو ...اتاقن
جولیا عصبی شد و میخواست بره که لونا جلوشو گرفت و گفت :ن...نه خانم ل...لطفا نرید
جولیا هم لونا رو هل داد و گفت :فقط خفه شو و رفت سمت اتاق دامیان و در رو باز کرد و صحنه این دید که نباید میدید(از نظر من باید میدید)دید که دامیان داره گونه ی انیا رو میبوسه بدجوری عصبی شد و یقه ی انیا و گرفت و کشید سمت خودش و گفت:چطور می تونی به دامیان جونم نزدیک بشی ها
و شروع کرد به کتک زدن انیا دامیان این صحنه رو دید و بدجوری عصبی شد تموم زورش و جمع کرد و یه سیلی مهکم زد به جولیا
جولیا:چ...چیکار میکنی دامیان جونم اهان فهمیدم میخواستی این دختره رو بزنی من و اشتباه زدی
دامیان هم داد زد و گفت:.......



اینم از این پارت تا فردا بای بای عسلیا❤️💜🩷
دیدگاه ها (۷)

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

آوای شب پارت ۲۸آنچه گذشت...الکس اومد سمت انیا و میخواست انیا...

چهره جولیا ب انقدر عصبی شد که همون لحظه یه مشت خیلی محکم به ...

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

طلسم چشای بانمکت/p20/فصل۲

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط