𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁷⁹
& اعلیاحضرت...وزیر جنگ کیم مین هو درخواست یه جلسه دادن
+بهشون بگو الان میام... همشون داخل تالار اصلی جمع بشن
&الساعه اعلیاحضرت...
اوه مطمئنم راجب یه مسئله ی مسخره و کوتاه دیگه جمع شدن...هوف جونگ‌کوک من!چی میکشی از اینا...
رفتم داخل تالار اصلی که وزیر ها دفاع و جنگ و.... رو دیدم
& اعلیاحضرت وارد میشوند... تعظیم کنید!
+مثل اینکه مسئله ی دیگه ایی رخ داده...مگه نه وزیر جنگ کیم؟
~بله ملکه!قصر در خطر بزرگی قرار داره!
+متاسفانه...!اینو‌خودمم میدونم،هممون میدونیم برای این مورد جلسه نگرفتید!چون فکر کنم بدونید...مردم مثل شما بیکار نیستن!
~...بله بانو من اینو خوب میدونم...خواستم بگم اگر لحظه ایی اتفاقی برای پادشاه بیوفته...
+ادامه نده!(داد)
~اما ملکه! شما خوب میدونید نمیتونید از کل این قبیله و این قسمت از فرانسه محافظت کنید... پسرتون یو رام هم خیلی کوچیکن...باید بگم نوزادن!
+منظور..؟
~باید یه جانشین برای پادشاه جونگ کوک اورده بشه...موافقید؟
+دهنتو ببند!(داد،عصبی)
~چی...!!!!؟
+مواظب باش چی از دهنت خارج میشه وزیر جنگ! پادشاه هنوز سلامت هستن!(عصبی)
دیدگاه ها (۰)

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

HATE TO LOVE⁹(ویو:رز)جونگکوک دست تو دست همراه معشوقه‌اش اومد...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

My Arirang Part 9

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

این یه فیکه از جونگ کوک و ات معرفی = ویو ات سلام من اِتم من ...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

رمان : رفتار سرد

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط