پارت۱۰

- جرررر راست میگه کوک
@ بچه بازی بسته بیاین بریم بخوابیم

یونا رفت حمام
چون صورتش کیکی بود
لیا کوک خربکاریای خودشون چهارتاروجمع کردن
تهیونگم هی جلوی در دیوار زانو میزد تمرین می‌کرد که به یونا چی بگه

فلش بک به ساعت ۳ بامداد
@ هاااااا ( مثلا خمیازه) من خوابم میاد بریم بخوابیم
+آره منم خوابم میاد بریم بخواین
،واو ملکه الیزابت خوابش میاد
_منم مثل چی خوابم میاد بریم
@+،آره بریم
@ یا جونگکوکا منو بغل کن
،خودت پانداری
@ یااا پام درد میکنه باش اومدم
+ یااااا منم بغل کن
- اگه میخوای من بغلت میکنم
+ باش بغلم کن
ذهن یونا وای نه من چه گوهی خوردم نهههههه منو بغل نکن

ویو تهیونگ
یونارو بغل کردم رفتم سمت یکی از اتاق ها یونارو زمین گذاشتم جلوش زانو زدم

- پارک یونا همیشه وقتی میدیدمت قلبم تند تند میزد به مرور زمان فهمیدم عاشقت شدم من از ۱۲ سال پیش عاشقتم اما تو ..‌‌‌‌‌.

ویو یونا
وقتی جلوم زانوزد اون حرف هارو زد قلبم تیر کشید شروع کردم به گریه کردن
که تهیونگ بغلم کرد گفت

_ هیششش گریه نکن پرنسس کوچولوی من
+تهیونگ تو منو دوست داشتی ولی من بخاطر اینکه عاشقت بودم هق ۱۲ سال پیش هق اون کارو کردم هق

_ هیشششش بیا دگه بش فکر نکنیم باش ؟؟
+ هق با هق ش
_ خوب حالا خانوم پارک نگفتی عشقت ماله بچگی بود یا .....
+ نهههه من از بچگی تا الان و تا آخر عمرم دیوانه وار دوست دارم مستر کیم
_ خوشحالم ، حالا بامن ازدواج میکنی
+ با کمال میل جناب کیم ،بله
@ بلخره این بز کوهی هم به عشقش رسید
، هییی مارمولک دریایی بلخره اطراف کرد
+- یااااااا (همزمان)
، باش باش حالا ما رو نخورید
+ کی خواست ترو بخوره
،خودت ایشششش منکه قهر بودم
_ حالا بخاطر من قهر نکن مستی جئون
،فقط بخاطر تو

فلش بک به ۲ سال بعد
_ یونا کجاموندی
@ واییی انگار میخوام زنشو بخورم بیا اینم زنت مردیکه ....
+ یاااا چیکار شوهرم داری
من آماده ام بریم
_ نههه
+ چرا
_ چون کوک مین سو نیومدن
،ما اومدیم
الامت مین سو &
& سلام ببخشید دیر کردیم
@ اشکال نداره جیمین هم هنوز نیومده
* نهههه من اومدم چاگیا
(نکته جیمین لیا ، کوک مین سو و یونا تهیونگ ازداوج کردن )
+ اوکی حالا بریم ساحل
_ چشم عشقم بریم
@*+،&_ لت گووووو


خوب فیکمون تموم شد میدونم آخرش بد شد ولی شرط ها نرسیده بود

شرط های این فیک برسونی تا تکپارتی بزارم
دیدگاه ها (۱۸)

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

÷ پرستار چی شده پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی ...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

معاملهp27پارت اسماتتهیونگ کوک رو براید استایل بلند کرد توی د...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

پارت ۴۶

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۱$کایرا داشت از سکو پایین می ...

#pain#P¹⁰⁵#Season²+ چی؟؟؟ از کی تا حالا؟ پاشو بریم دکتر... م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط