#why_him

#why_him

part:81

آنالی:با عصبانیت از پله ها بالا رفتم و وارد اتاقم‌ شدم که بعد از چند مین ضربه ای به در اتاقم خورد.

آنالی:بیا تو.

ملین: حالت خوبه؟

آنالی: هوم
تو مگه نرفته بودی‌ چین؟

ملین: رفته بودم ولی بخواطر تو برگشتم.

آنالی: بخواطر من؟

ملین:ولی به زور.
آنالی اینا همش نقشه جونگ کوکه که بتونه نجاتت بده تهی هم پیش جونگ‌کوکه نمی‌خواد نگران باشی.

آنالی: الان باید چیکار کنم؟

ملین:این پودر رو بگیر فردا به یه بهونه ای شربتی چیزی درست کن و اینو بریز توش و برای تهیونگ ببر.

آنالی:و بعد؟

ملین: جونگ کوک میاد و میبرمون.
فقط تو باید کارتو درست انجام بدی اگه نتونی دوتامون به یه سرنوشت سیاه دچار میشیم.

آنالی:تهی با جونگ کوک چه نسبتی داره؟

ملین:نمی‌دونم ولی رابطه خیلی نزدیکی باهم داشتن.

آنالی:آها.

ملین:من زیاد حالم خوب نیست میرم تو اتاقم دیگه می‌دونی که فردا باید چیکار کنی؟

آنالی:آهوم.
ملین از اتاق رفت بیرون.
آروم روی تخت دراز کشیدم و به اینکه جونگ کوک با تهی چه رابطه داره فکر کردم.

ادامه دارد...‌.........∆
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۴۱

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

وقتی تولدت بودو..

پشت نقاب عشق💗وقتی جونگ‌کوک و ا.ت به عمارت رسیدن، هوا تاریک ش...

THE BLACK CONTRACT قرارداد سیاهP.02 | چیزی که نباید برمی‌گشت...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۲ | «مهمان ناخوانده‌تر» ج...

اجبار به بدبختی پارت۲۲

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط