{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت [3]

وقتی پریود میشی 🦊
از ماشین پیاده شدم و رفتیم به سمت در جونگین زنگ در رو زد و بعد از چند ثانیه در باز شد خاله جونگین در رو باز کرد
جونگین: سلام خاله
خ جونگین: سلام خاله خوبی حسابی قد کشیدی
و بعد منو معرفی کرد و رفتیم داخل
رفتیم نشستیم اونجا مشغول صحبت کردن بودیم که جونگین متوجه ی لک قرمز روی شلوارت میشه
جونگین: ما بریم الان میایم
جونگین دستتو میگیره و بلندت می‌کنه لباستم می‌کشه پایین تا شاید لکه های قرمز رو پنهون کنه
میبرتت داخل دستشویی
جونگین: تو مگه نمی‌دونستی امروز پریود میشی
ا.ت : الان بنظرت میدونستم
ا.ت : برو داخل ماشین کولمو بیار توش یه دست اضافه لباس هست
جونگین: اما من دیدم چیزی داخل ماشین نبود
ا.ت : پشت ماشین
جونگین: باشه فقط نوار داری
سری به نشانه منفی تکان دادی
جونگین: مهم نیست از یکی میگیرم
رفت پیش مامانش
جونگین: مامان
من جونگین : بله
می‌ره دم گوش مامانش میگه
جونگین: نوار سایز کوچیک داری
م جونگین: چرا کوچیک
جونگین: دیگه چیکار کنم خیلی کوچولوعه
من جونگین: متوسط دارم
جونگین: اشکال ندارد بده
نوار رو گرفت و رفت کوله رو از ماشین آورد و رفت سمت دستشویی
جونگین: عزیزم در رو باز کن
در رو باز کردی و کوله رو از دستش گرفتی
جونگین: نگفتی داخلش این این شلوارها
ا.ت : چیز دیگه ای ندارم
جونگین: خیل خب فقط باید بچسبی به من تا پاهاتو بپوشونم
ا.ت : باشه
کارت تموم شد و برگشتین داخل سالن
جونگین اخماش توهم رفت پسر خالش اومده بود
ا.ت : چیزی شده
جونگین: بله اون

❖Ƭʜᴇ🦊ヅ
دیدگاه ها (۷)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:4 بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رس...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ جین اومد وگفت جین: ماه من ...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط