هنر جادویی عشق پارت ۲۹

مجری:خب میخواستم بگم ک اعضای شورای دانشجویی برای قدردانی از شما معهمان های عزیز برنامه ای تدارک دیدند
خب،لطفا تشویقشون کنید
=وای گفت برایم وای وای وای
$ای بابا اینقدر استرس نداشته باش بیا برایم!
☆ روی استیج☆
جونگ کوک:
#:لونا خیلی استرس داش دستاشو محکم مشت کرده بود و به پاش می‌کوبید نمیدونم چرا ولی ناخواسته دستشو محکم گرفتم توی دستم
با تعجب بهم خیره شده بود ک لبخنده گرمی مهمونش کردم
طوری ک انگار اروم شده بود نگاهم کرد اروم دستشو ول کردم
#:من بهت ایمان دارم!
تو میتونی لونا
=ممنونم......جونگ...کوک!
موقع اجرا نگران بودم ک لونا نتونه درخشنده هاشو خلق کنه اخه تازه تونسته بود درخشنده بسازه و تمرین زیادی نداشت!

ولی برخلاف تصوراتم خیلی خوب اجراش رو شروع کرد
وسط اجراش منم شروع کردم به خوندن درخشنده هامون همه جارو پر کرده بود و جو سالن رو خاص کرده بود
یه جورایی به سالن تم سرخ و سیاه داده بودن!
لونا:
○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●

#لایک و کامنت یادت نره بیب!
دیدگاه ها (۲)

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۱روایت از ...

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ۱۹۵

عاشقم باش Part 54

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط