{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر از پیام های هر شب پسر خسته شده بود....

دختر از پیام های هر شب پسر خسته شده بود....

یک شب بدون باز کردن پیام ،

گوشی رو زیر بالشش گذاشت و خوابید...

صبح مادر پسر زنگ زد و گفت:

پسرم مرده....؟

دختر سریع رفت سراغ پیام دیشب که نوشته بود:

عشقم تصادف کردم...

به زور خودمو رسوندم جلوی درتون...

بیا واسه آخرین بار ببینمت...
دیدگاه ها (۳)

نبـودنِ تــو ،فقـط نبـودنِ تـو نیست بانووو...نبـودنِ خیلـی چ...

چشم هایت ،وزیر پیشنهادی علوم اند...و من ،اصولگراترین نماینده...

ببخش تنهایی!ببخش اگر تنهایت گذاشته بودمو گمان کرده بودم کسی ...

بـیـهـوده دور مـن نـگـردبـه دنـبـال حـرف تـازه ای . .مـرا از...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶¹نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:نام...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

🖤 پارت ۲۱ | «راز تهیونگ»تهیونگ وسط سالن ایستاده بود.لانا و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط