•وقتی خدمتکار شخصیشی•

•وقتی خدمتکار شخصیشی•
🦅 #جی 🦅

سرت رو پایین انداختی و با حس اینکه ممکنه ازت عصبی شده باشه معذرت خواهی کردی
+ببخشید..حتما تقصیر منه..
_نه نه اینطور نیست..
دستش رو به سمت بالا هدایت کرد و چونت رو گرفت و به بالا هدایت کرد تا مجبور بشی بهش نگاه کنی
_خانم کیم..دلیل اینکه من همش نظرمو عوض میکنم اینه که زود زود بیای دفترم..تا بیشتر ببینمت
با حرفش چشمات از تعجب گرد شد
+ب..بله؟ چرا..؟
_چون..ازتون خوشم میاد
_میدونم خیلی یهوییه..ولی..میشه ازتون درخواست کنم با من سر قرار بیاید؟
+چ..چی..
حالا چند قدم عقب رفتی و با دهن باز به پسر روبه روت خیره شدی
+و..ولی..
جی دوباره چند قدم بهت نزدیکتر شد و همون فاصله ی قبلیتون رو حفظ کرد
_اگه نمیخواید مشکلی نیست ولی..من واقعا ازتون خوشم میاد...امیدوارم حداقل یه فرصت بهم بدید
چند ثانیه به فکر فرو رفتی و نیاز داشتی تا افکارات رو جمع و جور کنی..اینکه رئیست همچین پیشنهادی بهت بده رو تو خواب هم نمیدی ولی..یجوراییم خوشحال بودی
+ا..البته..مشکلی نیست
با همین حرف جی از خوشحالی لبخند بزرگ و زیبایی زد و این بود شروع رابطه ی قشنگ شما..

هایجین❥~

🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅🦅
#سناریو #انهایپن #پارک_جونگ_سونگ #سناریو_انهایپن #تکپارتی #فیک #Enhypen #Jay #Fic #خدمتکار #رئیس
دیدگاه ها (۴)

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 4 | چرا باهاش اومدی؟!صبح روز بع...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹³_و یه بچه‌ی دیگه جایگذینش شدنفسم بند...

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

دیدار باتو (پارت ۲)

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

I want to love you forever part 2

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط