«Don't scold me»

«Don't scold me»
Part-7

(توجه اگه جنبه خوندن نداره نخون)
(رباتم فعاله.........)


ویو الیس*
توی ذهنم گفتم.....
اههههههه، اخه چرا این بهم خیره شده ؟؟؟
ازش متنفرممممممم
-----
یهو متوجه شدم به گردنبندم خیره شده ازم پرسید ....
جونگکوک: این گردنبند رو از کجا اوردی ؟؟؟؟
الیس: اه....این گردنبند ....پ....پدرمه خیلی برام مهمه ، قبل مرگش اون اینو بهم داد ، هیچوقت درش نمیارم .......
جونگکوک: این گردنبند .......
الیس: این گردنبند چی؟؟؟
جونگکوک: هیچی ولش کن....(بغض)
الیس: حالتون خوبه؟؟؟
جونگکوک: گمشو برو بیرون......(داد)
الیس: مشکلی پیش اومده ؟؟؟
جونگکوک: فقط برو بیرون ......
الیس: چ،چ،چ،چ،چ،چ،چشم جناب .......
___
و بهد سریع بیرون اومدم
چرا اینطوری کرد ؟؟؟؟ چرا گردنبندم رو دید انگاری بغض کرد؟؟؟
اههههه، ولش کن اون رن عه (رن کساسی هستن که وابستگی نوع B دارن)طبیعی اینطوری باشه .........

ویو جونگکوک*
گردنبند الیس ........
باورم نمیشه این دختر .....
اول فقط میخواستم بازیش بدم ولی الان باید انتقام بگیرم........
انتقام نیلا.......


ویو نویسنده*
پدر الیس بادیگارد نیلا ،یین جونگکوک بوده ....(یین به کسایی میگن که عادی هستن و اینکه با رن ها پیمان میبندن ....)
دشمن های جونگکوک توی چایی نیلا سم میریزن و نیلا میمیره ، جونگکوک فکر میکنه پدر الیس نیلا رو کشته چون اون روز پدر الیس پیش نیلا بوده ، در صورت اینکه پدر الیس از هیچی خبر نداشته .....
جونگکوک که اینطوری فکر میکنه دستور میده پدر الیس رو بکشن ...... و گردنبند گردن الیس مال پدرش هست ، پدرش قبل مرگش با پول هایی که جم کرده بود اون گردنبند رو واسه دختر خریده بود......
بعد مرگ نیلا جونگکوک حالش هی بدتر میشد ، جونگکوک وقتی با نیلا حرف میزد انگار احساسات داشت ولی بعد مرگ نیلا جونگکوک خیلی سرد شد و قلبش شکست.........

__
جونگکوک تصمیم گرفته که دوباره انتقام بگیره........
__

ویو الیس*
دیگه کارم تموم شد ، اههههه چه روز بدی بود .....
به خونه اومدم و روز تختم دراز کشیدم که خوابم برد.........
شرایط پارت بعدی نداریم💙
دیدگاه ها (۲)

Mafia Love :)))پارت : 15جونگکوک: حق نداری آقای کیم یونجون: ت...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت هفدهمیونا گردنبندش رو محکم توی د...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

مربی موتور سوار

🍷 شراب قرمزقسمت اول: قراردادرینا با عصبانیت وارد سالن شد.«با...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:21(ویو یونا)وقتی که جونگکوک ا...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

part ⁹* ۲ ماه بعد..ویو ستاره کوشولوتون👈🏻👉🏻🎀:توی این ۲ ماه ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط