Forbidden love

Forbidden love
پارت ۷
#منم باهات میام
~عمرا حتی فکرشم نکن
#سریع بغلش کردمو بردمش سمت حموم
~ولم کن اصلا حموم نمی‌رم ولم کن
#دیگه دیره در حموم رو قفل کردمو شروع کردم درآوردن لباس هام
~(واووو چه بدنی داره هیچوقت به بدنش دقت نکردم )نه کوک تو نباید ..
#چیزی گفتی
~چی نه هیچی اومد سمت منو لباسامو درآورد با این کارش موهای داشته و نداشته تنم سیخ شد
#کوکی مثل اینکه اولین بارته با کسی میای حموم
~خب معلومه که اولین بارمه نه که خودت اولین بارت نیست
#نه اولین بارم نیست
~چیییی ؟؟
#قبلا با دوست پسرام حموم رفتم
~دوست پسرات؟؟؟
#اره دیگه اخی کوچولو اولین باره که دوست پسر داری
~دوست پسر دارم کی گفته من دوست پسر دارم
#بسه دیگه بعداً حرف می‌زنیم بغلش کردمو توی وان گذاشتمش
~ته فقط کافیه کاری ازت سر بزنه هم اومدم ادامه بدم تهیونگ روی بدنم کیس مارک گذاشت محکم با دستم سیلی بهش زدم
#با سیلی که کوک بهم زد محکم روش خیمه زدم صدای فریادش تو کل حموم پیچید بهش گفتم آروم بابا الان بقیه فکر میکنن چی شده
~کثافت
#قربونت برم منم دوست دارم
دیدگاه ها (۰)

پارت چهار دخترا کم کم رفتن و فقط سونی موندسونی هم زود رفت تو...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

پارت ۴۶

چند پارتی

the first lie

{مافیایی برای من}پارت:۹زنگ در خورد:اون اکسِ جومگ کوک بود یک ...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

اجبار به بدبختی پارت ۴۲

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط