{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{مافیایی برای من}

{مافیایی برای من}
پارت:۹
زنگ در خورد:

اون اکسِ جومگ کوک بود یک دختر بشدت زشت و هر.زه

/ای کوک چرا بر نمی گردی بهم؟
حرفش با چَکی که جونگ کوک بهش زد قط شد

+من الان دوست پسر دارم و گیِ هستم
دختره سریع رفت
جونگ کوک برگشت سمت تهیونگ
و بغلش کرد
+ببخشید گرل
_اهام اشکال نداره
+شب ۳تایی می ریم بیرون پس الان فیلم ببینیم؟
/"_  اره
فیلم نگاه کردن
که جونگ کوک بعد از فیلم رفت و به یکی زنگ زد...‌.‌
_

اهم اهم
بچه هاااا
داریم به پارت های پایانی نزدیک می شیم پس اگه می خواین درخواستی بدین بعد تمام شدن این فیک اونم می نویسم بوس بایی
دیدگاه ها (۱۰)

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط