دنیا؛

دنیا؛

بازی هایت را سرم آوردی،

گرفتنی ها رو گرفتی

دادنی ها را ندادی

حسرتها راکاشتی

زخمها را زدی

دیگر بس است چون چیزی نمانده،بگذار

بخوابم،؛محتاج یه خواب بی بیداری ام...
دیدگاه ها (۳)

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``هیونگ‌ لای...

اجبار به بد بختی پارت ۳۲

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

تکپارتی تهیونگ

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط