در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست!!!

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست!!!
می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست!!!
می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی
چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست!!
باز میخندیو می پرسی که حالت بهتر است؟
بازمیخندم که خیلی ،گرچه میدانی که نیست !!!!
شعر می خوانم برایت واژه ها گل میکنند
یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست.!!!
چشم می دوزم به چشمت میشود آیاکمی
دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست!!
وقت رفتن می شود با بغض میگویم نرو!!
پشت پایت اشک میریزم روی ایوانی که نیست.!!!
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم با یاد میهمانی که نیست!!
دیدگاه ها (۴)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،از...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، از...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست،میرسم با تو به خانه،از...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست،میرسم با تو به خانه،از...

در خیالات خودم،زیر بارانی که نیست،میرسم با تو به خانه در خیا...

در خیالات خودمزیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانهاز خیابا...

💔 تقدیمی💔 در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با ...

مهدیــــ‌احمدوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط