♨ ️ بوی لعنت

♨ ️ بوی لعنت

🚕 راننده تاکسی جلوی پایش ترمز کرد. زن بدون معطلی سوار شد.

💥 به‌محض این‌که در صندلی عقب جا گرفت بوی عطرش فضای ماشین را آکنده کرد.

👠 پس از طی مسافتی، زن پیاده شد، اما هنوز آن عطر خوش در ماشین باقی مانده بود و هر مسافری که سوار می‌شد بو را حس می‌کرد.

👥 راننده رو به یکی از مسافران کرد و گفت: عطرش خیلی ویژه است نه؟

مرد جوان با سر تأیید کرد و راننده دوباره گفت: حتماً قیمتش هم خیلی بالاست...!

🔴 آن دو مرد در حال تعریف از عطر بودند و فرشته‌های آسمان نیز در حال لعنت کردن آن زن.

🔅 امام صادق(ع): هر زنی که خود را معطّر کند و از خانه خود بیرون رود، تا زمانی که به خانه‏اش بازگردد، مورد لعنت و نفرین (فرشتگان نگهبان خود) قرار می‏گیرد.

📕 (پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان؛ ترجمه ثواب الأعمال، ص658)

🔸 https://sapp.ir/hejabzahrai
دیدگاه ها (۱)

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

پارت ۴۵ — جایی دور از همهصبح هنوز کامل روشن نشده بود که کالس...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 5#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ عمارت ل...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت چهاردهم: جواب بده، جونگ‌کوکباران رو...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

قسمت ۶

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط