∞ ازدواج تجارے ∞

∞ ازدواج تجارے ∞
پارت ⁹

ا.ت بود
آره خودشه
_چرا مزاحم زنی میشین که شوهر داره
یارو ۲ : نکنه شوهرش تویی
_اره ... نکنه مشکلی داری
و بعد حرف من از اونجا در رفتن
_حالت خوبه
+چرا همیشه ..هق.‌.. یهو سرو کلت پیدا میشه
_نکنه ناراحتی نجاتت دادم
+ نمی‌خوام تو نجاتم بدی (داد)
_خب حالا دو گزینه بهت میدم
+خب
_ یا میای خونه یا باید بیای خونه
+ نمی‌خوام
_انقدر اذیت نکن ا.ت
+چرا ولم نمیکنی
_چون شرکت برام مهمه
(ا.ت ویو )
خیلی برام جالبه
اون اصن بخاطر من نیومده
فقط شرکت
که گفت: فردا شب دوستام که از قرار دادی که قراره بدیم خبر دارن مارو دعوت کردن که گفتم : کدوم قرارداد
_ بعد میفهمی
+من میرم توی هتل
_باشه ... رأس ساعت ۷ پایین باش
+اوکی
رفتم توی هتل و رنگ مو رو آوردم
یک رنگه یخی و نقره ای
(فردا )
از خواب بیدار شدم که به ساعت نگاه کردم
یا خدا ساعت ۴ بعد از ظهره
یعنی آنقدر خوابیدم
که گوشیم زنگ خورد
ناشناس بود
+یوبوسیو ( الو )
_الو سلام
+چیه
_اومدم لباس امشبو بهت بدم
+خب اومدم
رفتم پایین
_سلام
+ سلام
+بده لباسو می‌خوام برم
_باشه بیا
+ممنون
_ نظرت چیه بریم یک آیس کافی بخوریم
+اوکی
(پرش زمانی به کافه )
_برای این گفتم بیای که یک قرار داد ببندیم
+خب چه قرار دادی
_ما به کار هم کار نمی‌گیریم ،و در مورد این قرارداد به کسی چیزی نمیگیم
+اوکیه امضاء میکنم
و امضاء کردم
_بریم
+بریم
و من خارج شدم که باصحنه ای که دیدم خشکم زد
شرایط
۱۴ لایک
۱۱ فالور
دیدگاه ها (۱۸)

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط