تک پارتی ‌کوکی

تک پارتی ‌کوکی
وقتی آیدل بودی بخاطر کارات کم به کوک توجه میکردی
ویو کوک
دیگه خسته شدم ا/ت شبا دیر وقت میومد دیگه داشت صبرم لبریز میشد نمیخواستم بگم اما فکر می‌کنم با یکی دیگش اَ من چی دارم میگم من به اون اعتماد دارم اون همچین کاری نمیکنه اما من دیگه نمیتونم صورتشو ببینم مثل قدیما باهاش فیلم ببینیم حدس زدم امشب هم دیر وقت بیاد پس رفتم یه دوش بگیرم و رفتم توی تختمون دوست داشتم الان بغلم بود و موهاشو نوازش میکردم توی افکارم بودم که صدای کلید انداختن توی در اومد یه نگاه به ساعت کردم بله خانم ساعت ۱۲ شب اومده میدونستم که غر بزنم دعوا میشه پس هیچی نگفتم و خودم رو زدم به خواب که اومد توی اتاق

ا/ت=کوکی میدونم خواب نیستی معذرت میخوام این چند روزه کمپانی خیلی سخت میگیره کوک کوک
کوک=...
ا/ت=کوکی چجوری میتونم برات جبران...
کوک بدون اینکه حرف ا/ت تموم بشه کشیدش و توی بغلش و بوسه ای روی لب هاش گذاشت
کوک=اینطوری میتونی جبران کنی
ا/ت=یا کوک خستم بزار لباس عوض کنم بعد میام
کوک=من برات عوض کنم گرل
ا/ت=با کمال میل مستر


پایان درخواستی دارید آیدی بگیرد😉
دوستون دارم🩵
دیدگاه ها (۳)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تکپارتی جونگ کوک

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

مافیای من

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط