جادویی به نام عشق

خدمتکار:بانو یکی میخان شما رو ببین
ات:کی
خدمتکار:فکر کنم یه خاستگار
ات: بگو بره
یهو یه خدمتکار دیگه اومد و گفت
بانو اون خاستگار شاهزاده هست
ات:خب باشه من چیکار کنم من خستم سرم درد میکنه😢
پ.ات : نمیشه که دخترم ....بگو بیاد تو
خدمتکار:چشم
تهیونگ میاد تو
ته:سلام بانو 😊
ات:سلام شاهزاده خوش اومدید.....خنده زورکی....
ته:من این دسته گل رو برای شما آوردم
ات: ممنونم .....به گل نگاه میکنه و چشاش گرد میشه
ات......
هااااااااااااااااااااااا این گل نیست این..این الماسه که شبیه گل شده ..یه دسته گل الماس
ته:میدونم که شما دوست ندارید گل ها رو بچینید و این که زیبایی گل همیشه قبل چیده شدنه بخاطر همین این رو براتون آوردم
ات:😊
ات.....
اخ من قرمز بون فهم و شعور تو برم ...وایسا وایسا دارم چی میگم آخه
ات:خیلی ممنونم از شما
ته:اا بفرماید اینم کاغذ منه
ات.....
یه نگاهی به کاغذ انداختم و شوکه شدم
اون همه چیزش خوبه یعنی چی مگه داریم

ته: اوم راستی حتما خیلی هسته هستید دوست دارید که بریم بیرون
ات:خب....
ته:نه نمیریم شهر نگران نباش میخایم بریم اسب سواری
ات:اوهمم منم میام
پ.ات:دخترم
ات:پدر فقت یه اسب سواریه
پ.ات:باشه ولی زود برگرد
ات:چشم
ته:😊پس من میرم بیرون منتظر میمونم تا تو بیای
ات:🙂‍↕️
رفتم و لباس رو عوض کردم
.....عکس لباس ات رو گذاشتم براتون قبل این که برن اسب سواری عکس لباس ته هم هست عکس ات برای اسب سواری هم میزارم رفتم بیرون اسبم رو آوردم بیرون
ات: فرفری من آخه چرا انقدر تو نازی
ته:بریم
ات:اوهمم
ته........
میدونستم ات عاشق اسب سواریه

ات.....
وایسا ببینم من چرا انقدر خوشحالم
خب درسته که نمیخام ملکه بشم ولی من عاشق اسب سواریم و اگه کسی بگه بریم اسب سواری هیچ وقت هیچ وقت رد نمیکنم حتی اگه دشمنم باشه
ات:کجا میریم
ته:جنگل اونجا خیلی قشنگ تر از شهره پر از حیون و گل های قشنگه
ات....
چرا هرچی میگه همونطور که من فکر میکنم
......خب بخاطر اینه که دوسال مخفیانه عاشقت بوده دختر🤭.....
ات:بریم😊
تا اونجایی اسب سواری کردن
رسیدن به یه درخت بید مجنون همون جا که ات همیشه میرفت
ته: اینجا خوبه خیلی خشگله
ات: اینجا عالی ترین جای این جنگله
نشستن همون جا

ات:شاهزاده فکر نمیکردم آنقدر مهربون باشید
ته: پس چی فکر میکردی در موردم من
ات:یه پسر از خود راضی😌ولی خب شما اونطوری نیستید
ته:😊خب میخای بیشتر منو بشناسی و بفهمی که من چه آدمی هستم
ات:خب....🦋🦋🦋🦋🦋
ات......
چرا احساس میکنم توی دلم پروانه هست وایی این چه حسیه که من دارم
ته:بهتر بعدا جوابمو بدی الان وقتش نیست ☺️
ات :اوهمم
بعد از چند مین
ته: بیا دیگه رسمی حرف نزنیم
ات : اا خب باشه
.
.
.
.
ات:میگم ته ته تو از چه حیونی خوشت میاد
ته......
ته ته ✨️✨️✨️✨️✨️✨️🙊🙊🙊🙊🙊واقا الان گفت ته ته ارررررررر
ات:تهیونگ ته هوووو کجایی
ته:اا خب من من از قو ها خشم میاد
ات:دلیل خاصی داره
ته: آره خب قو ها توی زندگیشون فقت یه یار انتخاب می‌کنند و تا آخر عمرشون وفادار می مونن بخاطر همین دوستشون دارم و میخام خودمم مثل قو ها به عشقم وفادار بمونم
ات:......😶😶
ته:من عاشق تو شدم و خب اگه تو بگی که منو نمیخای هیچ اشکالی نداره اما من اگه تو ردم کنی تا اخر عمرم با هیچ کس ازدواج نمیکنم
ات:😶😶😶😶😶😶😶😶😶😶😶😶😶😶
ته: بسه دیگه باید برگردیم پدرت نگران میشه
برمیگردن خونه ات
ات میره خونه و ته برمیگرده به قصر
فردا اون روز ات کسی رو دید که اومده خاستگار که نباید میدید یعنی..........

ادامه دارد....
بنظرتون کی رو دیده
شرط
5لایک 5 کامنت 1 بازنشر
دیدگاه ها (۱)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۴ | اولین تمرین ت...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت۴

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط