عشق یعنی خواب باشی، بوسه بیدارت کند

عشق یعنی خواب باشی، بوسه بیدارت کند
یار با چشم خمار و مست تب دارت کند
عشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه ها
پایِ کوه و دست های قرمز از آلوچه ها
عشق یعنی یک نسیم آن روسری را شل کند
ناگهان هم غیرت مردانه ی او گل کند
عشق یعنی هرکجا باهم همیشه تا ابد
تا ته دنیا تورا هرجا که خواهد می برد
شهر را با او پیاده بارها هی گز کنی
او برایت شعر میخواند برایش حظ کنی
عشق یعنی شعرهایت را همیشه از بر است
عشق یعنی از همه مردان برایت برتر است
نام تو ورد زبانش هر زمان و هرکجا
عشق یعنی خنده های بی دلیل و نابجا
عشق یعنی بوسه، باران، خنده و گاهی بغل
عشق یعنی خاطره، دفتر، قلم... یعنی غزل
دیدگاه ها (۴)

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پروانه جان

پروانه جان

چندپارتی جونگ کوک

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

........عشق یعنی خواب باشی بوسه بیدارت کندیار با چشم خمار و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط