نقل از همراهان سردار شهید فرشاد شفیع پور:

نقل از همراهان سردار شهید فرشاد شفیع پور:
به خاطره علاقه عجیبی که به سردار شهید شوشتری داشت هرجا که به کمکش نیاز بود سریع حاضر می شد.حالا اون با شهید شوشتری عازم مناطق به شدت نا امن سیستان و بلوچستان شده بود.
مدتی که گذشت فرشاد قرار بود بره مرخصی ولی به خاطر یه حس خوشایند که دلشوره خویی تو وجود مبارکش انداخته بود تصمیم گرفت تامرخصیش رو عقب بندازه .

اون شب فرشاد حال عجیبی داشت .همش می گفت فردا روز مهمیه . آخه قرار بود با بالا اومدن خورشید همراه شهید شوشتری برای بازدید به نمایشگاه فعالیتهای مردمی برند .تامین امنیت مراسم هم با خود محلی ها بود.

صبح که برای نماز بیدار شدیم فرشاد اومد پیش من و گفت دیشب خواب عجیبی دیدم .گفتم چه خوابی گفت خواب دیدم سردار شوشتری از آسمون داره برام دست تکون میده گفتم انشاالله خیره به شوخی گفتم نکنه میترسی ...ئکه بی معطلی گفت من اگه از این چیزا می ترسیدم تهران می موندم

راست میگفت ترس پیش فرشاد واقعا واژه کوچکی بود . آخه زمان جنگ اون جزو نیروهای برون مرزی سپاه بود که دائم درحال ماموریت بود . از بحث دور نشیم . موضوع خواب فرشادو برای شهید شوشتری گفتم . خندید گفت انشاءالله خیره . به اتفاق شهیدان شوشتری و شفیع پور راهی بازدید شدیم وارد محوطه که شدیم فرشاد با دقت همه چیز رو زیر نظر داشت .

هنوز مدتی نگذشته بود که شهید شفیع پور متوجه حرکات مشکوک یکی از حاضرین شد . انگار که اونم متوجه شده بود فرشاد متوجهش شده . اون شروع به دویدن کرد بی شک فقط فرشاد متوجه شد زمانی که شهید دست به سلاحش برد عامل انتحاری متوجه شد که از این نزدیکتر نمی تونه بره و بعد لعنتی خودش رو منفجر کرد . بی شک اگه درایت و تیز هوشی فرشاد نبود و عامل انتحاری میتونست نزدیک تر بیاد وضعیت خیلی بدتر می شد و تعداد شهدا بالاتر میرفت . درود به روان پاکش. کاش میشد من رو هم با خودش میبرد.

شهدا در قه قهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند شفای عاجل امام با بصیرت مان وشادی روح شهید صلوات
دیدگاه ها (۶)

ادامه پارت ۳۳^_^

گفتم: مروارید خوابه. بیدارش نکن. گناه داره.رضا نگاهم کرد. یه...

cold melody~» part2یونگی هنوز پشت به من بود، ولی قشنگ حس می‌...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.25(روایت از زبان ا.ت)...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۲اسلاید ۲ رو ببینین و تصور کنین.ج...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۷لیویا با دو به سمت...

شاهکاری به نام دروغ

مهمونی خطرناکپارت=30ویو اتروی تخت دراز کشیده بودم و به سقف ن...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط