پارت ²🥤

ویو کوک
وایی قبول کرد بلخره از تنهایی درومدم برم به اعضا بگمممم
ماشین:
سریع تو گروه  به اعضا پیام دادم بیان خونه مشترکمون تا خبرو بهشون بگمممم رسیدم خونه و اعضا رسیده بودن خونه
ویو خونه
کوک: اممم سلام بچها ( همه سلام دادنو حال احوال دیگه ادمین حوصله نداره) خبب میخام یه خبر مهم رو بهتون بگمممم
اعضا : بگووو
کوک: خوب من از یه دختر خوشم اومده( و داستان رو تعریف میکنه)
جیمین: اوو پس باید برات استین بالا بزنیم
نامی: خب اول باید بشناسیش ( نامجون جان دوس ندارم اینو بگم ولی زد حال نزن دیگه)
هوبی:(سانشاینمون فعلا تو شوکه)
تهیونگ: عرررررر زن داداش دار شدیم 😂
شوگا:خداروشکر تو از یکی خوشت اومد
جین: داره اشپزی میکنه ولی صداهارو میشنوه( اخجووونن بلخره میتونم به یکی اشپزی یاد بدم 😁

ویو ا/ت
واییییی کراشم اومد بهم اعتراف کرد من حتی نمیشناسمش ولی تو قلبمم داره پروانه پر میزنه بهش پیام بدم یا نه... (او راستی این دو بزرگوار شماره ردوبدل کردن) فک نکنه هولی چیزی هستم بلخره از تنهایی در اومدم..... شت یادم رفت به یجی بگم ( یجی رفیق ا/ت س و اون تو امریکا زندگی میکنه)

مکالمه یجی و ا/ت
یجی: اوو سلام ا/ت خانم چه عجب به ما زنگ زدی
ا/ت: توله ی لحظه ترمز کن منم سوار شم .... خب سلاممممممم یجی چقدر دلم برات تنگ شده
یجی: منم دلم برات تنگ شده تولهه چخبر
ا/ت : سلامتی (داستان رو تعریف میکنه)
یجی: عرررر بلخره توام به جمع ما اضافه شدی
خ
م
ر
ی
کدوم ادمینی رو دیدین ساعت ۱ پست بزاره
نظراتون رو بهم بگید 💗💗
دیدگاه ها (۹)

سرنوشت پارت (۱۲)

تکپارتی جونگ کوک

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو مایکی پارت اخر

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط