علی دایی که برای کار شخصی به بیمارستانی در تهران رفته بود

علی دایی که برای کار شخصی به بیمارستانی در تهران رفته بود، از طریق رئیس بیمارستان متوجه شد که یک نوجوون معلول که قدرت تکلم هم نداره، می‌خواد اونو ببینه. دایی هم بلافاصله گفت که همین الان به اونجا بریم. این نوجوون با دیدن چهره محبوب خود خیلی خوشحال شد و اشک همه رو درآورد. ❤️
#فوتبالیست #مشهور
دیدگاه ها (۴)

ابلیس

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت سوم: «شلیک در تاریکی»سکوت سنگین پنت‌هاوس تنها با صدای آ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 73بچه ها برای اینکه ...

( گناهکار ) ۱۱۷ part جیمین حال که متوجه حاله بده همسرش شده ب...

#اشک حسرت #پارت ۱۰۵سعید:- مگه الکیه منو تهدید به مرگ کنه اگه...

عشقی که بهم دادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط