۳
۳
انداختمرو تخت و روم خیمه زد
شروع کرد ب کیس رفتن...
اروم لباسمو دراورد..
لباس خودشم دراورد..
دوباره روم خیمه زد
«موچی های گرامی سانسور میکنم:)»
+تهیونگ دوست دارم
_منم دوست بیبی من
+دستامو دورگردنش حلقه کردم و لبامو گذاشتم رولباشم
××عرررسانسور شده یاع یاع
مدت زیادی بود ک تو رابطه بودیم ازشکشیدم بیرون و بردمشحموم
گذاشتمش تو وان و زیر دلشو ماساژ میدادم
_بیب خیلی درد داری
+نه...خوبم
عین صگداشتم دورغ میگفتم...
_باشه
شستمش و بردمش گذاشتمش رو تخت
و کنارش نشستم موهاشو خشک کردم
_الان برات لباس میارم بیب
+باشه
_رفتم یه لباس از کمد برداشتم اوردم تنش کردم
موهامو خشک کردمو لباسامو پوشیدم
از اتاق اومدم بیرون
رفتم پایین برا ات دمنوش گذاشتم برا دردش خوب بود...
انداختمرو تخت و روم خیمه زد
شروع کرد ب کیس رفتن...
اروم لباسمو دراورد..
لباس خودشم دراورد..
دوباره روم خیمه زد
«موچی های گرامی سانسور میکنم:)»
+تهیونگ دوست دارم
_منم دوست بیبی من
+دستامو دورگردنش حلقه کردم و لبامو گذاشتم رولباشم
××عرررسانسور شده یاع یاع
مدت زیادی بود ک تو رابطه بودیم ازشکشیدم بیرون و بردمشحموم
گذاشتمش تو وان و زیر دلشو ماساژ میدادم
_بیب خیلی درد داری
+نه...خوبم
عین صگداشتم دورغ میگفتم...
_باشه
شستمش و بردمش گذاشتمش رو تخت
و کنارش نشستم موهاشو خشک کردم
_الان برات لباس میارم بیب
+باشه
_رفتم یه لباس از کمد برداشتم اوردم تنش کردم
موهامو خشک کردمو لباسامو پوشیدم
از اتاق اومدم بیرون
رفتم پایین برا ات دمنوش گذاشتم برا دردش خوب بود...
- ۱۴.۹k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط