{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تنفر_تا_عشق

#تنفر_تا_عشق
#اد_جئون
#پارت_20
تا خاستم درشو باز کنم صدای یکی باعث شد بیخیال کارم شم...
کوک:کاری داری اونجا؟
ات:ف..فقط میخاستم ببینم اونجا چیه
کوک ب سمت ات میره
کوک:اخرین بارت باشه سمت این اتاق میای(سرد
ات:فق..
کوک:دفعه بعد بخششی در کار نیس
بعدش میره
ات :اولش بخاطر رفتار های صب فک
کردم ازاین ب بعد باهام خوب رفتار میکنه ولی اشتباه فک میکردم سگ تر از قبل
شده
رفتم پایین که ته و جیم داشت فیلم
میدیدن و جیم پایین مبل دراز کشیده بود
و داشت خوراکی میخورد
ته هم رو مبل نشسته بود اونیم که نمیخام اسمشو ببرم هم رو ی مبل دیه نشسته
بود
وسطای فیلم بودیم که جیم گفت
جیمین:ات اون مانستر رو بهم بده
ات:درو وا کردم و بهش دادم اما خب
نگرفت و همش ریخت رو فرش و کله
جیمین
جیمین که خیس شده بود با ی لحن
کلافه گفت:ات تازع حموم رفته بودم
ات :ببخشید
ته هم همون طور ک سعی در کنترل
خندش داشت گفت
ته:ات ریدی که
کوک :مگه کوری؟
با این حرف که زد بیشتر ازش متنفر
شدم چون از کسایی که غرورمو میشکنن
بدم میاد
(چیه فک کردین ات کوک رو الان بهم میرسونم؟خو اشتب فک کردید😂)
ات : حالا چیشد مگه ؟ی جور حرف
میزنی انگار رو کله ت ریختم
کوک:رو کلم نریختی رو فرش خونم که ریختی!
ات:چر همش میگی خونم خونم؟انگار من خدم خاستم بیام
کوک:الان ک اینجایی قرار نی گند بزنی ب خونم ک

حوصلش رو نداشتم پس رفتم ت اتاقم

نظراتتون👀❤️
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

پارت⁸:))

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

شاگرد لوس من

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت ۲۸ات یه چاقو از تو آبدارخونه اونجا برداشت و رفت تو حیاط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط