(نمیشه گفت یه فیکه ولی خب تک پارتیه:)
(نمیشه گفت یه فیکه ولی خب تک پارتیه:)
Pov:
𝐼 𝒻𝑒𝓁𝓁 𝒾𝓃 𝓁𝑜𝓋𝑒 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝓎𝑜𝓊 𝓇𝒾𝑔𝒽𝓉 𝒷𝑒𝒻𝑜𝓇𝑒 𝐼 𝓉𝑜𝓊𝒸𝒽𝑒𝒹 𝓎𝑜𝓊𝓇 𝒷𝑜𝒹𝓎, 𝒿𝓊𝓈𝓉 𝑜𝓃𝑒 𝓁𝑜𝑜𝓀 𝒶𝓃𝒹 𝒶 𝓌𝑜𝓇𝓁𝒹 𝒶𝓌𝒶𝓎.
عاشـقـღـت شــدم قبل لمس تـ☠ـنـت ..ـ؋ــقـط بـا یـک نـِگـاـہ و یـک دنـیـا ؋ــ✯ـاصـلــہ..
من توانستم!اینجا هستم کره ی جنوبی کشوری که از بچگی آرزویش را در سرمی پروریدمان مکان که با آنها آشنا شدم دنیایی کسانی که دستنم را گرفتن ومن را از دریایی از افسردگی غم و اندوه بیرون کشاندن من اینجام درکشور آنها من اینجام در کشوری که شب تا روز مینشستم فیلم هایشان را می دیدم شاید من را نمی دیدند که با غمشان گریه میکردم وبا خوشحالی انها خنده.. شاید نمیدانستند که در کشور آریایی ها طرفدار دارند ومن یکی از آنها هستم..
شاید نمیدانند که چقد صفحه گوشی وصورتم را با اشکانم شستم..ولی من قول دادم ..قول دادم تا آخر باهاشون باشم من آرمی ام بله من با افتخار یک آرمی ام..20 سال از آن موقعه ها گذشته در حالی که در لبس سفید و بلند عروسی خودم را درآینه مینگرم ولبخندی میزنم موهایم را بالای سرم زینت داده اند اوپا از پشت بغلم میکند ومیگوید"آماده ای؟"سری به معنای بله تکان میدم دسته گل را برمیدارم در حالی که از وارد راهرو میشویم همه دست میزند صدای دست وهورا هوا را پرکرده است درسته این عروسی من با یک مرد کره ای است! باد خنگ وزیبا صورتم را نوازش میکنم تور بلند در پشتم همراهم میاید و کاغذ هایی زیبا به افتخار ما از بالای اتاق پایین می آیند در میان صدای جمعیت هل هله وخوشحالی درحالی که با یکی از دست هایم دست او را گرفته ام وبا دست دیگر گل وهلقه ایکه در دستم است صدای لبخندی آشنا میشنوم به کسانی که به عروسی آمده اند نگاه میکنم و.......در جایم خشکم میزند با چشمانن سیاهش وکت وشروالی نشسته ولبخندی زده وبعد به پایین نگاه میکند ولبخندش محو میشود دنیا برایم تمام میشود تمام خاطراتم زنده میشود شب هایی که برای لایو نخوابیدم از ذوق برگشتن سربازی اش در پوست خود نمی گنجیدم با دیدن ویدیو هایش قوربون صدقه اش میرفتم هرکی بهش چیزی میگفت عصبانی میشدم باورم نمیشود او اینجا است کیم تهیونگ خواننده کره ای میخواهم در اینجا گریه کنم اوپا بهم نگاه میکنه"چی شده؟"گل از دستانم می افتد و من این را نمیخواهم من کره را نمیخواهم من..این را نمیخواهم من او را میخواستم....
......پایان
Pov:
𝐼 𝒻𝑒𝓁𝓁 𝒾𝓃 𝓁𝑜𝓋𝑒 𝓌𝒾𝓉𝒽 𝓎𝑜𝓊 𝓇𝒾𝑔𝒽𝓉 𝒷𝑒𝒻𝑜𝓇𝑒 𝐼 𝓉𝑜𝓊𝒸𝒽𝑒𝒹 𝓎𝑜𝓊𝓇 𝒷𝑜𝒹𝓎, 𝒿𝓊𝓈𝓉 𝑜𝓃𝑒 𝓁𝑜𝑜𝓀 𝒶𝓃𝒹 𝒶 𝓌𝑜𝓇𝓁𝒹 𝒶𝓌𝒶𝓎.
عاشـقـღـت شــدم قبل لمس تـ☠ـنـت ..ـ؋ــقـط بـا یـک نـِگـاـہ و یـک دنـیـا ؋ــ✯ـاصـلــہ..
من توانستم!اینجا هستم کره ی جنوبی کشوری که از بچگی آرزویش را در سرمی پروریدمان مکان که با آنها آشنا شدم دنیایی کسانی که دستنم را گرفتن ومن را از دریایی از افسردگی غم و اندوه بیرون کشاندن من اینجام درکشور آنها من اینجام در کشوری که شب تا روز مینشستم فیلم هایشان را می دیدم شاید من را نمی دیدند که با غمشان گریه میکردم وبا خوشحالی انها خنده.. شاید نمیدانستند که در کشور آریایی ها طرفدار دارند ومن یکی از آنها هستم..
شاید نمیدانند که چقد صفحه گوشی وصورتم را با اشکانم شستم..ولی من قول دادم ..قول دادم تا آخر باهاشون باشم من آرمی ام بله من با افتخار یک آرمی ام..20 سال از آن موقعه ها گذشته در حالی که در لبس سفید و بلند عروسی خودم را درآینه مینگرم ولبخندی میزنم موهایم را بالای سرم زینت داده اند اوپا از پشت بغلم میکند ومیگوید"آماده ای؟"سری به معنای بله تکان میدم دسته گل را برمیدارم در حالی که از وارد راهرو میشویم همه دست میزند صدای دست وهورا هوا را پرکرده است درسته این عروسی من با یک مرد کره ای است! باد خنگ وزیبا صورتم را نوازش میکنم تور بلند در پشتم همراهم میاید و کاغذ هایی زیبا به افتخار ما از بالای اتاق پایین می آیند در میان صدای جمعیت هل هله وخوشحالی درحالی که با یکی از دست هایم دست او را گرفته ام وبا دست دیگر گل وهلقه ایکه در دستم است صدای لبخندی آشنا میشنوم به کسانی که به عروسی آمده اند نگاه میکنم و.......در جایم خشکم میزند با چشمانن سیاهش وکت وشروالی نشسته ولبخندی زده وبعد به پایین نگاه میکند ولبخندش محو میشود دنیا برایم تمام میشود تمام خاطراتم زنده میشود شب هایی که برای لایو نخوابیدم از ذوق برگشتن سربازی اش در پوست خود نمی گنجیدم با دیدن ویدیو هایش قوربون صدقه اش میرفتم هرکی بهش چیزی میگفت عصبانی میشدم باورم نمیشود او اینجا است کیم تهیونگ خواننده کره ای میخواهم در اینجا گریه کنم اوپا بهم نگاه میکنه"چی شده؟"گل از دستانم می افتد و من این را نمیخواهم من کره را نمیخواهم من..این را نمیخواهم من او را میخواستم....
......پایان
- ۲۳.۹k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط