دوست پسر دمدمی مزاج

پارت 17


ات با لکنت گفت : او-اون همونه خودشه ! همونه که منو دزدید .
مرد فرار کرد .
جونگکونگ گفت : مگه پلیسا دستگیرش نکردن ؟ صبر کن الان زنگ می‌زنم پلیس . جونگکوک : الو ، سلام قربان اون مردی که اون دفعه دوست دختر رو دزدید ، الان اینجا بود . من جئون هستم جئون جونگکوک دوست دخترم هم کانگ ات هست .
پلیس : متاسفم آقا ! همکارای ما تصمیم گرفتن اون مرد آزاد بشه و از اونجایی که هیچ شاهید وجود نداشت قاضی حکم آزادی را صادر کرده .
جونگوک : یعنی چی آقا اون الان اومده در خونه ما و دوست دخترمو اذیت کرده اقعاً نمی‌خواین جواب ما رو بدین ؟
پلیس : متاسفم ما دیگه نمی‌تونیم کاری انجام بدیم خدانگهدار .
جونگ کوک عصبی شد و گوشی رو دوباره پرت کرد .
این بار تونست اعصابشو کنترل کنه .
پیشرفت بزرگی بود .
ادامه دارد ... .
دیدگاه ها (۰)

🖤 مافیای منقسمت دهم | پشت پردهات هنوز به عکس خیره شده بود.— ...

# درخواستی تک پارتی از جونگکوک وقتی لباسی که خیلی بازه و اون...

#برادر ناتنی من

debt (part 3)

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

فیک الماس در تاریکی‌ها ✨🖤قسمت اول: ورود پادشاه تاریکی‌هاساعت...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط