مژده ای

مژده ای
اهل ولا نیمه ی شعبان آمد

بوی عطر
ختن و نرگس و ریحان آمد

نرگس آورد
به دنیا پسری فرخ روی

که ز یمن
قدمش دیده به حیران آمد
دیدگاه ها (۱۱)

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت دهم: «بازیِ بی‌انتها»تهیونگ به آرامی از روی صندلی بلند ...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۱اتاق آت، دنیایی بود که در آن زما...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_4 فصل دوم | قان...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط