فیک (روز فن ساین) فصل ۲ پارت ۱

تهیونگ گفت پس مال من میشی😈
ا.ت : تهیونگ من عاشق هفتاتونم پس فرق بینتون نمیزارم ولی بایس اصلی من جیمینه (باداد)
جیمین: ا.ت الان گفت بایس اولش منم( ذوق)
ا.ت ویو
تهیونگ اومد ولباش رو گذاشت روی لبام و انداختم روی تخت و خیمه زد روم که در شکست جیمین با اعضا اومدن تهیونگ رو گرفتن و جیمین گفت ا.ت برو قایم شو منم رفتم توی انباری قایم شدم که یکی دستمال گرفت روی دهنم و سیاهی مطلق بیدار شدم دیدم روی یه تختم که جونگکوک منا توی بغلش گرفته وخوابیده منم گفتم بزار بخوابه که دیدم یکی در میزنه رفتم باز کردم که بادیگارد بود و میگفت به اقای جونگکوک بگید بیاد منم گفتم خوابم اومد منا هلم دادکه افتادم و رفت پیش جونگکوک و بیدارش کرد دم گوشش یه چیزی گفت و رفت جونگ کوک گفت ا.ت چرا روی زمین نشستی منم گفت بادیگارد هلم داد افتادم که جونگ کوک گفت بادیگارد بیاد که جونگکوک زد توی گوش بادیگلرد و گفت به چه حقی ا.ت رو انداختی زمین که بادیگارد انقدر التماس کرد که جونگ کوک گفت گفت از جلو چشمام گمشو و بادیگارد رفت و به من گفت امشب میریم بار همگی پس تا ساعت ۸ اماده شو منم گفتم باشه
شرطا
لایک : ۱۵
کامنت : ۱۵
فالو :۵
ممنون که حمایت میکنید💜
دیدگاه ها (۳۳)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط