شب تولدم

شب تولدم
پارت 29
بعد از یک ساعت مهمونا رفتن با کلی اصرار بالاخره مامانجون گذاشت تهیون و سونگ هو و سورا بمونن پیش ما شب بود لباسامو عوض کردم رفتم اتاق سورا
ات: راغا رو خاموش کنم میخوای بخوابی؟؟
سورا: نه لطفاا من از تاریکی میترسم
ات: میخوای من پیشت بخوابم؟
سورا: اگه میشه اره
ات: میشه ولی باید کوک رو راضی کنی
سورا: سخت شد که
ات: اره خب چیزی تو بیا پیش ما بخواب یه تخت کوچیک هست تو اتاقمون
سورا: نه ات اقای جئون اجازه نمیده راحت باش من همینجا به زور میخوابم
ات: وا نمیشه عزی....
در باز شد جونگ کوک تو چار چوب در با بدنی لخت نمایان شد
سورا: عوا
جونگ کوک: ات اینجایی سورا مهم نیست ات بریم عزیزم
ات: جونگ کوکی سورا از تاریکی میترسه بیاد پیش ما
جونگ کوک: بیاد ولی فک نکنی میتونی از بوسه شبم بگذری ها
ات: جونگ کوک باشه بیاد؟
جونگ کوک: بیاد
ات: سورا بریممم
سورا: بریم
رفتیم داخل اتاق سورا رو تخت کوچیک کنار تختم دراز کشید جونگ کوک هم با گوشیش کار میکرد و لم داده بود روی تختمون ارایشمو پاک کردم و رو تخت دراز کشیدم
گوشیمو برداشتم
سورا: وای چه مبایل خفنی داری ات
ات: مرسی مبایل تو چیه؟
سورا: من که ندارم
ات: جونگ کوک
جونگ کوک: جانم
ات: مبایل قبلی منو فردا بده به سورا
جونگ کوک: کدومو میگی
ات: ایفون 16 رو میگم
جونگ کوک: چشم قشنگم
سورا: وای مرسیییی ات تو بهترینی ممنونم اقای جئون
جونگ کوک: جونگ کوک صدام کن
سورا: مرسی جونگ کوک
جونگ کوک: خواهش میکنم
سورا: اوم(سر تکون میده و لبخند میزنه)
جونگ کوک: خب بسه ات گوشی کنار بوس و خواب
ات: بگیر ولی بوس نه
جونگ کوک: میدونی که نمیشه
ات: هوفففف میگ.....
ویو کوک:
وسط حرفش لبامو گذاشتم رو لباش یه مک زدم یه بوس روی لباش گذاشتم و پتو رو کشیدم رو شونم
جونگ کوک: شب بخیر
ات: هیی اوف شب بخیر کوک شب بخیر سورا
سورا: شب بخیر(خنده)
دیدگاه ها (۱۳)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

پارت ۱۹۵

پارت ۴۰

پارت ۲۶

پارت ۱۲گرد و خاکِ نبرد که خوابید، سکوتِ باشکوه و تیره‌ای قلع...

وقتی تولدت بودو..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط