Daimond or love

part=۲۳

ویو شب ایون

لباس رو پوشیدم ...
خیلی بهم‌میومد و صدرصد دلش منو بیشتر از هر لحظه میخواست (جونسو )

بعد از خداحافظی با بچه ها و نگاهی سرد جئون به کلاب اومدم تو موزه به اتاق رختکن برای عوض کردن لباس کارکنان بود میخوام به اونجا بکشونمش ...

توی کلاب روی جای ویژه نشسته بود ..
ایرپادم روشن بود حرفای نامجون که می‌گفت
نامجون :بهش نزدیک شو و اغواش کن بقیش با خودت

به سمتش رفتم
ایون : میبینم سفارش دادی
جونسو :چقد دلبر شدی (پوزخند)
ایون :برای ت آماده شدم(چشمک)

رفتم روی پاهاش نشستم!!
از کمرم گرفت !!

ایون ؛میخوام یکم زودتر شروع کنیم
جونسو : چرا که نع (خمار)

میخواست ببوستم که به اونور رفتم ..
جونسو :چیکار میکنی (خمار)

ایون : دوست دارم‌پیک بزنم بعد

جونسو به گارسون انواع شیشه شامپاین سفارش داد و گفت که بیاره
من فقط به اجبار دو پیک زدم تا شک نکنه زیاد خودمو خیلی مست نشون دادم توی شراب وقتی میخواست بخوره یه پدر بیهوشی ۱ ساعته ریختم این الان اثر نمیکنه ۱۵ دقیقه دیگه باید صبر کرد
همینطور داشتم باهاش لاس میزدم که ....

نامجون : وقتشه

به سمت بیرون بردمش جونسو مست مست بود مجبور شدم باهاش کیس فرانسوی برم بعد به اتاق کارکنان بردمش روی پاهاش قرار گرفتم و گفتم

ایون : one،.....Two.. three
و بلخره روی میز کشوندم و کاوش رو درآوردم و دکمه هاشو باز کردم تا وقتی بیدار شد متعجب نشه ...

و کارت گشتم نبوددد
اها بلخره پیداش کردم گذاشته بود توی شورتش این چقدر آدم احمقیه

پله هارو باعجله بالا می‌رفت و خوشحال بود وو نامجون نرسا از طریق ایرپاد راهنماییش میکردن
دیدگاه ها (۱۴)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖کوک بو...

Daimond or love

ماه ابیپارت۲۹‌-عهه شما برین خونتون سگا(فرزندم ارام باش🗿)جین:...

پرستار بچم پارت ۱۶

دوستت دارم غمگین~~~~~~~~~~دوباره دیدیمش.. دلم میخواست اینبار...

فیک زندگی با بنگتن ۲پارت آخرشوگا مارو برد پارتی خیلی حواسم ب...

پارت ۱۷۱ رمان کت رنگی #جونگکوک بردمش و گذاشتمش روی تخت !... ...

مدرسه پر دردسر❄🌚نازنین: تو نبودی با جیمین خب فلش بکنازنین: س...

卩卂尺ㄒ14

گنامجون: مگه با تونیستم (حرصی) ات:.... ویو راویات بدون اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط