{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک گل را تصور کن...!

یک گل را تصور کن...!
گلی که با تمام وجود می خواهی اش ...
دلت ضعف می رود برای شهدش ،
که کامت را شیرین کند ...
عطرش که مستت کند ...
و زیبایی اش که صفابخش حیاتت باشد ...
بند بند وجودت می خواهد بچینی اش ...
ولی ...
از ترس اینکه مبادا پژمرده اش کنی...!
با حسرت از دور فقط تماشایش می کنی ...
چون اگر حتی یک گلبرگ از گلبرگ هایش کم شود ،
هرگز خودت را نخواهی بخشید .... !
از سوی دیگر ...
فکر دست های غریبه ،
که هر آن ممکن است گلت را بچینند ، دیوانه ات می کند...!!
جز خودت و خدا ،
کسی نمی داند که جانت به جان آن گل بسته است ...
و تو داری با این ترس روزها را به سختی شب می کنی ...
و آرزو داری ای کاش می شد ،
تابلویی بود کنار گلت که رویش نوشته بود :
این گل صاحب دارد ... !!
دیدگاه ها (-۱)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

شاید خوندن کپشن کمک کنه ریشه درد هات رو پیدا کنی.🦫🌹در نگاه ب...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

This is no man's land, heard you're new hereLet me fill you ...

سناریو: ماه سرخ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط