spanish girl:35

وایی اینو یه ماه پیش گرفتیممم اویی دلم براشون تنگ شده

الکس رو رژی کرده بودیم (اسلاید دوم )

---------------------------------------------

♧ خیلی خوش گذشت اون شب ☺️

♧ اون عکس دومی ماله امروزه


-وایی دلم واقعا برای الکس تنگ شده 🥺

-بعد از جشنواره میام پیشتون

♧😏 حتما

------------------------------------------

گوشیم رو گذاشتم کنار

امیلی خوابش برده بود

مثل چی خروپف می کردد خخخخخخ

پتو رو انداختم روش. و چراغ هارو خاموش کردم و اومدم بیرون


-------------۱۲:۳۴--------------


رفتم توی اتاقم و لباسم رو عوض کردم و یه ماسک ورقه ای زدم به پوستم


-آخیش خیلی وقت بود به پوستم نرسیده بودم هاا

دنیل اومد تو و خمیازه کشید وقتی من رو دید یه نیم متری پرید بالا

+لیلی ترسوندیم ها ، چرا روح شدی


وایی قیافه دنیل فقط. خخخخ. پخش زمین شدم از خنده


دنیل رفت حموم منم ماسکم رو برداشتم


گوشه سمت راست تخت دراز کشیده بودم و داشتم نگاه سریالم یعنی (تاج بی نقص ) رو نگاه می کردم وایی واقعا عالیه

دنیل اومد بیرون و چراغ رو خاموش کرد میخواست بیاد رو تخت دراز بکشه که


-او هویییی. اینجا جای منه ، پایین برات جا پهن کردم


- واقعا فکر میکنی رو زمین میخوابم زهی خیال باطل ، اینجا جای منه اونجا جای توعه
پاشو ببینم


بعد کلی کل کل و لجبازی بلخره به این نتیجه رسیدیم که هردو رو تخت بخوابیم



واقعا دنیا به کی میره چرا انقدر ........

بعد کلی فکر کردن راجب آیلی خوابم برد



-----------۹:۵۴------------


از شدت گرما بیدار شدم دیدم توی بغل دنیل ام زود بلند شدم


+ایی. لیلی چته ؟


.........................
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت ۴۰

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

#برادر ناتنی من

تنها در کوچه࿙⃛‌࿚⃛࿙⃛‌࿚⃛࿙⃛‌࿚⃛𑩓 ࿙⃛‌࿚⃛࿙⃛‌࿚⃛࿙⃛‌࿚ְְְְְְְְְׅׅׅׅׅׅׅ⃛...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۲

رومان قطره قرمز (پارت 8)

وقتی پریود میشه part 1

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط