پارت ۲: {♡سرنوشت را می شود تغیر داد♡}

همینطور به راهم ادامه دادم که اعضاء بلک پینک و دیدم
رزی: تو میکاپ ارتیست جدید هستی؟
ات: نه من
جیسو : خب ببین لیسا کل صورتش زخمی شده و باید طوری میکاپش کنی که دیدع نشن
ات: ولی من
جنی: ولی نداره بدو
ات:(از اونجایی که میکاپم خیلی خوب بود بلد بودم چی کار کنم پس نه نیاووردم)
ات: ام خوب وسایل کجا هستن؟
جنی: اونها
ات: خب شروع میکنم
چند مین بعد
ات: خب تموم شد
جنی : واو کارت عالی بود
جیسو: میشه منم میکاپ کنی؟
رزی: منم میکاپ میکنی؟
ات: راستش من میکاپ ارتیست نیستم کمک دکتر اینجا هستم و سعی داشتم بهتون بگم ولی شما نزاشتین
جیسو: جدی؟ ولی له نظر من میکاپت عالی بود کاش تو میکاپمون میکردی
دکتر: ا ات تو اینجایی لیسا(با تعجب) تو مگه صورتت زخمی نبود؟
لیسا: اره ولی ایشون درستش کردن
دکتر : جدی؟
جیسو: اره یک خواهش میشه ام اسمت چی بود؟
ات: من ات هستم
جیسو : میشه ات بشه میکاپ ارتیست؟
دکتر : پدرشون باید اجازه بدن
جیسو : فقط امروز
دکتر :باشه
بعد از ۳۰ مین همشونو میکاپ کردم و وقتی رفتن رو سن همه کپ کرده بودن بعد از اون میکاپ همجا پر شدع بود از صورت جدید بلک پینک چون اونا بدو ارایش خیلی قشنگ بودن حالا که دیگه یک میکاپ حرفی روشون کار گزاشتن

چند روز بعد:
مامان: ات نیا اومد
ات: باشه اومدم
میا: سلام
ات: سلام
بابا : ات بیا باهات حرف بزنم
ات. میشه میا هم بیاد؟
بابا: باشه
بابا: ات ببین میدونم تو میکاپ کردی بلک پینک و
ات: ام بابا چیزه من
بابا: اشکالی نداره به لطف تو الان شرکت ما جایزه ی بهترین میکاپ ارتیست و گرفت ولی یک شرکت بزرگ تر تورو واسه ی کنسرت ترکیه شون میخوان
ات: کدوم؟
بابا: بی تی اس
میا: چیییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ات: جدی؟
بابا: اونا برای یک کنسرت تورو میخوان و قیمت خیلی بالایی تورو دارن برای یک‌ کنسرت میخوان
میا: چه قدر عمو
بابا: صد تیلیارد
ات و میا: چه قدرررررررررررررررر؟؟؟؟؟؟؟
بابا: این چیزی نیست شرکت ماهم همچین پولی داره تازه بیشترم داره البته همه دارن ولی یک مشکلی هست
ات : چی؟
بابا: میدونی که بلک پینک و بی تی اس جزو کیپاپر های اصلی هستن و من نمیدونم تورو بدم یا نه ولی اگه میخوای میتونی بری
ات: بابا من خیلی دوست دارم برم ترکیه از اونجایی هم که اینا کنسرتشون تو ترکیه هست میخوام که برم
بابا: باشه پس وسایلتو جمع کن فردا باید بری
ات: فرداااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا: اره
ات: باشه
میا: ات خوشبحالت یادت نره حتما از تهوینگ عکس بگیری بفرستی
ات: چرت و پرت نگو لطفا
میا: حالا بدو بریم وسایلتو جمع کنیم

پایان💜💜💜💜💐💐💐
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

دنبال یک آیدل عالی با رول بلک پینک میگردی ؟خب پس جای خوبی ا...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط