{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توبه من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره از باغ همسایه س

توبه من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره از باغ همسایه سیب دزدیدم!!
باغبان از پی من تند دوید ،
سیب را در دستان تو دید...
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...
وتورفتی وهنوز سالهاست ،که خش خش گام تو آرام آرام تکرار کنان میدهد آزارم....
ومن دراین اندیشه که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت...!
دیدگاه ها (۲)

اگر تنهاترین تنها شوم، باز هم خدا هست. "دکتر علی شریعتی"

زنده باد «معلمی که هر روز پنجاه کیلومتر را به‌خاطر یک دانش...

نعره هیچ شیری ...خانه چوبی را تخریب نمیکنــد ....من فقط از س...

مرگ پایان انسان نیست، اما برخی مرگشان زودتر از مردن فرا می ر...

توبه مـــن خندیدی  و نمیدانستیمـــن به چه دلهره از باغـــچه ...

تو به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سی...

تو به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سی...

تو به من میخندی ونمیدانستی من به چه دلهره ای ازباغچه همسایه ...

تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه س...

تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه...

تو به من خندیدیو نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب ...

تو به من خندیدیو نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب ...

توبه من خندیدی ونمیدانستیمن به چه دلهره از باغ همسایهسیب را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط