توبه من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره از باغ همسایه س
توبه من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره از باغ همسایه سیب دزدیدم!!
باغبان از پی من تند دوید ،
سیب را در دستان تو دید...
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...
وتورفتی وهنوز سالهاست ،که خش خش گام تو آرام آرام تکرار کنان میدهد آزارم....
ومن دراین اندیشه که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت...!
باغبان از پی من تند دوید ،
سیب را در دستان تو دید...
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...
وتورفتی وهنوز سالهاست ،که خش خش گام تو آرام آرام تکرار کنان میدهد آزارم....
ومن دراین اندیشه که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت...!
- ۱.۵k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط