تصورات کریس

وانشات کریس



امشب تولد کریس بود و قرار بود سوپرایزش کنی قبلش یه کیک خوشگل سفاش دادی میخواستی جشن دونفره بگیری .رفتی حموم و لوسیون زدی و موهات رو درست کردی و یه ارایش ملیح کردی و رژی که کریس دوست داشت هم زدی ککی عطر به گردن و مچت زدی و یه لباس حریر مخمل قرمز که دکلته بود رو برداشتی با یه ساپورت مشکی جذب پوشیدی دیگه الان باید کریس میومد رفتی توی حال چراغ هارو خاموش کردی و منتظر شد و برف شادی رو هم برداشتی صدای ماشینش اومد خودش بود سرع رفتی بغل کمد قایم شدی و وقتی در باز شد و کریس اومد داخل بهش برف شادی زدی و جیغ زدی تولد مبارک کریس وو عاشقتم .کریس از شک اومد بیرون و برف شادی هارو پاک کرد بدون روشن کردی چراغ سمتت اومد و کشیدت توی بغلش و شزوع کرد به بوسیدن لبات باصدا و بلند میبوسید در اخر با احساس کمبود اکسیژن ازت جدا شد و گفت منم عاشقتم خانومم و اروم گونت رو نوازش کرد تو که نمی خواستی تحریک بشی گفتی:یا کریس بیا بریم کیک سفارش دادم و چراغ رو روشن کردی و از بغلش بیرون اومدی کریس وقتی لباست و خودت رو دید محو شده بود و نتونست تحمل کنه اومد سمتت براید استایل بغلت کرد و به سمت اتاق خواب رفت و انداختت روی تخت....
دیدگاه ها (۰)

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

موضوع سناریو :اگه با پا بزنیم وسط پاشون

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

(وقتی دعواتون. میشه و مست میکنه و...)

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

سناریو سانزو

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط