part 2

آروم آروم رفت سمت در آشپز خونه و سرشو نزدیک در کرد تا صدا رو بشنوه...
صدای مردی که مست داشت به جونگ کوک پیشنهاد رابطه رو میداد رو شنید و در رو سریع باز کرد...درست همون زمانی که مرد میخواست دست کوک رو بگیره تهیونگ وارد شد...مرد سرش رو برگردوند سمت تهیونگ...

=عیشش...نمیتونی قبل اومدن در بزنی..برو بیرون.
تهیونگ سر جاش وایساد.‌‌..به کوک که چشماش از بغض داشت برق میزد نگاه کرد...رفت سمت کوک و از مچ دستش گرفت و اون رو پشتش قایم کرد...

برو به یکی دیگه بچسب تا همینجا نکشتمت (عصبی بود)
مرد خنده ای از سر حرص بیرون داد...میخواست بیاد سمت کوک که تهیونگ مشتی به فکش زد و همونجا مرد افتاد...

کوک به مرد و بعدش به تهیونگ نگاه کرد...تهیونگ دستش رو از رو مچ دست جونگ کوک برداشت..
مواظب باش اینجور آدما اینجا زیادن!

-م..ممنون...اولین بارم نبود.
با صدای مظلومش گفت و دوباره چشماش پر شد...تهیونگ سرشو اورد بالا و دوباره به کوک نگاه کرد..تا به حال اون رو با دقت ندیده بود...چشمای درشتی داشت..خال زیر لبش..تهیونگ رو داشت به خودش جذب میکرد...با بالا اومدن سر پسر رو به روش به خودش اومد و بدون حرفی رفت سمت بیرون...
پول رو حساب کرد و رفت سوار ماشینش شد..
اون...قشنگ تر از چیزیه که فکرشو میکردم!

خب حمایت کنید قشنگام 🦦✨
دیدگاه ها (۸)

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت ۴۳

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط