❣

❣

✨ 💗 وقتی نیستی...❣ زمان انگار
💦
✨ 💗 حرص خستگی اش را
💦
✨ 💗 سرمن درمی آورد
💦
✨ 💗 نبض ثانیه هازنگ میزننددرگوشم
💦
✨ 💗 وپایکوبان باگامهای سنگین
💦
✨ 💗 میگذرندازدل من...
دیدگاه ها (۱۳)

سانست ساز نیمه شب ۴ پارتیپارت اول: عقربه‌ای که در ۱۱:۵۹ ایست...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.45(روایت از زبان ا.ت)چن...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

⋆·˚ ༘ * PARK HINA:: امروز تولدِ کسیه که وقتی می‌خنده، انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط