عاشق اون روزیم دخترم از مهدکودک بیاد

عاشق اون روزیم دخترم از مهدکودک بیاد
تند سلام کنه بعد بگه
فلدا تولد دوشتمه
یه ذره مکث کنه بعد موهاشو بکشه
پاهاشو بکوبه زمین و بگه"حالا چی بوپوشم

nastaran
دیدگاه ها (۶)

پارت ۵۲

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

دید پنهان انفجار اشکار

سناریو چویا

سناریو🥂

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

رمان یک نیمکت فاصله

spy x love

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط